閱讀› 卷 5› 關於一頭牛獨自生活在一個大島上的故事。真主讓這個大島長滿了植物和花卉,作為牛的飼料。到了晚上,這頭牛吃光了所有的東西,變得肥胖如山。到了夜晚,牠卻因為憂慮和恐懼而無法入睡,心想:「我把整個草原都吃光了,明天吃什麼呢?」因為這份憂慮,牠變得消瘦。第二天,牠醒來時,發現整個草原比昨天更綠、更茂密。牠又吃光了,再次變肥。夜晚,同樣的憂愁又來了。這樣持續了多年,牠一直看到同樣的景象,卻從未信任。› 詩聯 2852
M5:2852 — شب ز اندیشه که «فردا چه خورم؟» / گردد او چون تار مو لاغر ز غم
M5:2852
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
این بیت حالت گاو را توصیف میکند که شبها به خاطر نگرانی بیهوده دربارهٔ روزیِ فردایش، از غصه آنقدر لاغر میشود که به باریکی یک تار مو درمیآید.
این بیت در قلب حکایت گاوی قرار دارد که نماد انسان غافل و بیاعتماد به رزاقیت خداوند است. مولانا تصویری بسیار ملموس و اغراقآمیز برای نشان دادن تأثیر روانی «اندوه آینده» به کار میبرد.
روز، گاو از نعمت بیکران چراگاه بهرهمند است و چنان فربه میشود که به کوهی میماند. اما با فرارسیدن شب و سکون، ذهن او فعال میشود و به جای شکرگزاری برای آنچه داشته، در دام نگرانی برای چیزی که هنوز نیامده است گرفتار میشود. این فکر که «فردا چه خورم؟» یک اندیشهٔ ذهنی و خیالی است، اما تأثیر آن کاملاً جسمی و واقعی است. مولانا با تشبیه «چون تار مو»، شدت لاغری و تحلیل رفتن گاو را به نهایت میرساند. این تبدیل شدن از «کوه» به «تار مو» در یک شب، قدرت ویرانگر نگرانی و عدم توکل را به تصویر میکشد.
نکتهٔ کلیدی داستان که در این بیت متمرکز شده، تضاد میان واقعیت و ذهنیت است. واقعیت، فراوانی بیپایان روزی الهی است که هر روز صبح دوباره سبز و انبوه میشود. اما ذهنیت گاو، اسیر ترس از کمبود و قحطی است. این گاو نماد نفسی است که با وجود دیدن مکرر نشانههای لطف خداوند، همچنان به حافظه و تجربهٔ خود اعتماد نمیکند و هر شب از نو در اضطراب فرو میرود. این حکایت، دعوتی است به رها کردن نگرانی برای آینده و سپردن خود به جریان رزق الهی.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。