閱讀 卷 6 穆斯塔法(願主福安之)囑咐賽迪克(願主喜悅之):當你購買比拉勒時,他們必會因固執而抬高價格。請讓我在這項功績中與你分享,成為我的代理人,從我這裡拿走一半的價格 詩聯 1017

M6:1017 — هم‌چو از سنگی که آبی شد روان / نه ز پهلو مایه دارد نه از میان

هم‌چو از سنگی که آبی شد رواننه ز پهلو مایه دارد نه از میان
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:1017

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همان‌طور که از سنگی آب جاری می‌شود، نه از پهلویش سرچشمه می‌گیرد و نه از میانش. معنا: این بیت نشان می‌دهد که منبع حقیقی آنچه از یک پدیدهٔ ظاهری جاری می‌شود، درون خود آن پدیده نیست، بلکه از جایی پنهان نشئت می‌گیرد.

شرح

در مکتب عرفانی مولانا، که من نیز صددرصد با آن هم‌نوا هستم، حقیقت این است که ما در این عالم جز یک فاعل واحد نداریم و آن خداوند متعال است. همهٔ چیزهای دیگری که در عالم می‌بینیم، هر شیء یا موجودی که گویی اثری یا فاعلیتی دارد، همه نقش «روپوش» را بازی می‌کنند؛ دستکشی بر دست خداوندند. این بیت با تمثیل آب جاری‌شده از سنگ، این معنای عمیق را به شیواترین وجه بیان می‌کند. وقتی چشمه‌ای از دل سنگی می‌جوشد، تو گمان می‌کنی که آب از «میان» یا «پهلو»ی همین سنگ مایه گرفته است. اما نه! مولانا می‌گوید این سنگ تنها یک مجرای ظاهری است؛ یک «روی‌پوشی» برای عمل خدا. آب از جایی «بی‌جهات» می‌آید، از عالَمی ورای مکان و جهت، و از طریق این سنگ در جهان متجلی می‌شود.

این اصل، یعنی «لا مؤثر فی الوجود الا الله» (هیچ فاعلی در هستی جز خدا نیست)، سنگ بنای توحید افعالی مولاناست. اگر آتش می‌سوزاند، این خداست که از طریق آتش می‌سوزاند. اگر آب آتش را خاموش می‌کند، این خداست که خاموش می‌کند. دارو اگر بیماری را شفا می‌دهد، خدا شفا می‌دهد. این‌ها همه «دستکش»هایی هستند که دست حقیقی خداوند را پنهان می‌دارند. عارف، کسی است که این دستکش‌ها را می‌شکافد و دست خدا را در پس پردهٔ علل و اسباب ظاهر می‌بیند؛ او چشم نافذی دارد که به درون این روپوش‌ها می‌نگرد.

اما چرا خداوند چنین «روی‌پوشی»ای را در خلقت تعبیه کرده است؟ علت آن بسیار مهم است: برای آنکه «نظم غفلت» این جهان پابرجا بماند. اگر همهٔ آدمیان در هر لحظه دست خدا را در هر رویدادی مشاهده کنند، آنگاه «نظام این عالم خواهد پاشید.» هوشیاری مطلق نسبت به علت‌العلل، آفت این جهان است. مولانا خود می‌گوید: «این جهان استون این عالم ای جان غفلت است / هوشیاری این جهان را آفت است.» جهان بر این پایه استوار است که ما چشم به علل ظاهری بدوزیم و از علت‌العلل غافل بمانیم. این غفلت، شرط بقای نظم عالم است.

با این حال، کسانی که به «کمال عقل» می‌رسند یا به تعبیر مولانا «تولد دوباره» پیدا می‌کنند، این پرده‌ها را می‌درند. آنان «پای خود بر فَرِق علت‌ها نهاد»ه و جهان را با بینشی متفاوت از چشمان ظاهربین می‌نگرند. برای اینان، علل، دیگر علت حقیقی نیستند، بلکه مجرای فعل حق‌اند. این بیت، در بطن خود، دعوت به فراتر رفتن از ظواهر و رسیدن به این «بینش تازه» است؛ بینشی که درک می‌کند که سرچشمهٔ حقیقی هرچه هست، نه از «پهلو» و نه از «میان» موجودات خاکی، بلکه از بی‌نهایت خداوندی است که در همهٔ هستی جاری است.

نکات کلیدی

  • فاعل حقیقی هر پدیده در این عالم، خداوند است، نه علت‌های ظاهری.
  • موجودات جهان مانند «روپوش» یا «دستکش» عمل می‌کنند تا فعل خداوند را بپوشانند.
  • آب جاری‌شده از سنگ، تمثیلی از تجلی حقیقت از مبدئی پنهان، نه از منبع ظاهری.
  • پنهان ماندن فاعلیت حقیقی خداوند (نظام غفلت)، برای بقای نظم این جهان ضروری است.
  • عرفا و اهل کمال می‌توانند «دست خدا» را پشت این «روپوش‌ها» مشاهده کنند و از علل ظاهری فراتر روند.

Sources: d6-s21 · 01:26:56

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。