閱讀 卷 6 穆斯塔法(願主福安之)囑咐賽迪克(願主喜悅之):當你購買比拉勒時,他們必會因固執而抬高價格。請讓我在這項功績中與你分享,成為我的代理人,從我這裡拿走一半的價格 詩聯 1023

M6:1023 — استخوان و باد روپوشست و بس / در دو عالم غیر یزدان نیست کس

استخوان و باد روپوشست و بسدر دو عالم غیر یزدان نیست کس
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:1023

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این استخوان و باد، تنها روکشی بیش نیستند؛ در دو جهان هیچ کس جز یزدان وجود ندارد. معنا: مولانا می‌گوید که کالبد مادی و نفس حیوانی ما تنها ظاهری فانی هستند. در حقیقت، در همهٔ عوالم هستی، تنها وجود مطلق یزدان است و بس.

شرح

این بیتِ مولانا، بی‌شک یکی از صریح‌ترین و قاطع‌ترین بیان‌ها از «وحدت وجود» در مثنوی است. می‌بینید که مولانا چگونه این حقیقت عظیم هستی‌شناسانه را با کلماتی ساده و بی‌تکلف به تصویر می‌کشد: «استخوان و باد» که نمودِ فیزیکی و حیات‌بخشِ ما در این جهان‌اند، تنها و تنها «روپوشی» بیش نیستند. آنها حجاب و ظاهری هستند بر یک حقیقتِ پنهان‌تر.

من قویاً معتقدم که مولانا هم به «وحدت شهود» قائل بود و هم به «وحدت وجود»؛ و این بیت، قائل بودن او به دومی را به روشنی نشان می‌دهد. بگذارید تفاوت این دو را روشن کنم. «وحدت شهود» یعنی اینکه سالک به مرتبه‌ای از ادراک می‌رسد که همهٔ کثرات را واحد می‌بیند؛ یعنی باطنِ هر شیئی را در ارتباط با حق می‌بیند و همه چیز را جلوهٔ او می‌انگارد. مثلاً شما به من که نگاه می‌کنید، یک فرد واحد را می‌بینید، نه میلیاردها سلول متکثر را؛ شخصیت واحدِ من بر کثرت سلول‌ها غلبه می‌کند و شما مرا «یکی» می‌بینید. این یک دیدنِ شهودی است.

اما «وحدت وجود» از این فراتر می‌رود. این دیگر صرفاً یک کیفیتِ ادراکی نیست، بلکه یک حقیقتِ هستی‌شناختی است. در وحدت وجود، سالک نه فقط همه چیز را یکی می‌بیند، بلکه درمی‌یابد که در حقیقت و در کنه هستی، اصلاً «کثرتی وجود ندارد». یعنی نه اینکه صد هزار چیز را یکی می‌بیند، بلکه از اساس، صد هزار تایی در کار نیست، بلکه «یکی» است و ما نیز هم همان «یکی» را می‌بینیم. این بیت مولانا می‌گوید: «در دو عالم غیر یزدان نیست کس»؛ یعنی وجود حقیقی، انحصاراً از آنِ یزدان است و هرچه جز اوست، ظاهری موقتی و «روپوش» است. این فراتر از دیدنِ واحد است؛ این اعتقاد به وحدتِ حقیقت است.

این نگرشِ وحدت‌بخش، در دیگر سخنان مولانا نیز ریشه دارد. به یاد بیاورید آنجا که در باب دعا می‌گوید: «هم بگو تو، هم تو بشنو، هم تو باش / ما همه لاشیم با چندین تلاش». اینجا نیز اشاره دارد به اینکه در عمق و اصالت عمل، حتی در عملِ دعا کردنِ بنده، این خداست که فاعل اصلی است. اوست که می‌گوید، اوست که می‌شنود و اوست که اجابت می‌کند. ما، یعنی همین «استخوان و بادِ» ما، «لاشه‌ای» بیش نیستیم که با «تلاشی» ظاهری در کار است. این تلاش و این «لاشه» همان «روپوش» است. هویت ظاهری و کثرت‌نمای ما تنها حجابی است بر فاعلیت مطلقِ او.

از دیدگاهی فلسفی‌تر نیز می‌توان این «روپوش» بودن را تحلیل کرد. فیلسوفانی چون ملاصدرا، ادراکات را «قیام صدوری» نفس می‌دانند، نه «قیام حلولی». یعنی ادراکات وارد نفس نمی‌شوند، بلکه نفس آنها را «خلق» و «صادر» می‌کند. جهانِ کثرت نیز به همین منوال، ظاهری است که از وجود مطلق صادر شده، نه اینکه وجودات مستقل باشند که وارد این هستی شده‌اند. استخوان و بادِ ما، صورت‌هایی هستند که از حقیقت یزدان «صادر» شده‌اند و در قبال آن، خودشان اصالتی ندارند؛ بلکه مانند کف دریا هستند در مقابل اقیانوس بی‌کران. این یک حقیقت هستی‌شناسانه است که مولانا با این بیت، آن را با نهایت وضوح بیان کرده است.

نکات کلیدی

  • بدن و نفس حیوانی ما، تنها روپوش‌ها و حجاب‌هایی فانی هستند بر حقیقت یزدان.
  • این بیت، بیان صریح و قاطع «وحدت وجود» است، بدین معنا که در کنه هستی، کثرتی وجود ندارد و تنها وجود یگانهٔ الهی اصالت دارد.
  • مولانا هم به «وحدت شهود» (دیدن کثرت به مثابه واحد) و هم به «وحدت وجود» (واقعیتِ واحد بودنِ هستی) قائل بود.
  • در هر فعلی، حتی دعای بنده، فاعل حقیقی و اصیل تنها خداست؛ و هر کنش ما «روپوش»ی بر فاعلیت مطلق اوست.
  • جهان کثرت و صور مادی، مانند کف دریا هستند که از اقیانوس بی‌کران وجود مطلق صادر شده‌اند و وجود مستقل ندارند.

Sources: d6-s22 · 01:14:41 d6-s22 · 01:23:32 d6-s22 · 01:00:01

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。