閱讀 卷 6 回到病人的故事 詩聯 1351

M6:1351 — سرنگون افتادگان را زین منار / می‌نگر تو صد هزار اندر هزار

سرنگون افتادگان را زین منارمی‌نگر تو صد هزار اندر هزار
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:1351

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هزاران هزار نفر را بنگر که از زیر این مناره سرنگون شده‌اند و به هلاکت افتاده‌اند. معنا: بیت هشدار می‌دهد که به استثناهای نادر نجات‌یافتگان ننگر، بلکه به انبوه کثیری بنگر که در راه‌های پرخطر از پا درآمده‌اند.

شرح

من همواره بر این تأکید داشته‌ام که مثنوی، ورای آنچه از ظاهرش برمی‌آید، کتابی است برای زندگی، برای بیداری، و برای حرکت بر صراط مستقیم. این بیت مشخصاً یک هشدار است، یک هشدار قاطع و بی‌پرده. مولانا در اینجا ما را به تأمل در عواقب تهور بی‌جا و تقلید کورکورانه فرامی‌خواند. او از کسانی می‌گوید که به واسطهٔ اقبال و شانس غریبی، از مهلکه‌ای جان سالم به در برده‌اند؛ کسانی که شاید از مناره‌ای بلند سقوط کرده‌اند و باد جامهٔ آنها را گرفته و نجات یافته‌اند. اینها «سعید» و خوش‌اقبالند. اما مولانا بلافاصله گوشزد می‌کند: «چون نصیبت نیست آن بخت حَسَن / تو چرا بر باد دادی خویشتن؟» یعنی چون تو آن بخت خوش را نداری، چرا خود را به کام خطر می‌اندازی؟ آنچه در این بیت می‌بینیم، پرده‌برداری از واقعیت سهمگین جهان است: «سرنگون افتادگان زیر منار / می‌نگر تو صد هزار اندر هزار». این «صد هزار اندر هزار» کنایه از انبوه بی‌شماری است که به گمان تقلید از آن یک خوش‌اقبال، خود را به هلاکت افکنده‌اند. اینها کسانی هستند که بی‌محابا به راه‌های پرخطر قدم گذاشته‌اند، بی‌آنکه مهارت لازم یا پشتوانهٔ غیبی داشته باشند. این یک پند بسیار مهم در سلوک روحانی و حتی در زندگی روزمره است. من پیش‌تر هم گفته‌ام که برخی گمان می‌کنند شجاعت این است که خود را بی‌پروا به خطر بیندازند، در حالی که بسیاری اوقات، تهور بی‌جا عین حماقت است. مولانا می‌فرماید: «تو رسن‌بازی نمی‌دانی یقین / شکر پاها گو و می‌رو بر زمین». تو که بندبازی بلد نیستی، تو که این رقص بر لبهٔ پرتگاه را نچشیده‌ای و در آن مهارتی نداری، سپاسگزار باش که پاهای سالمی داری و روی زمین محکم گام برمی‌داری. این تواضع و این واقع‌بینی، شرط اول سلامت در هر مسیری است. بسیاری در طول تاریخ به نام عرفان و سلوک، دست به کارهایی زده‌اند که نه تنها آنها را به حق نزدیک نکرده، بلکه به گمراهی و هلاکت کشانده است. این بیت دقیقا علیه آن نوع از «شجاعت» بی‌مبناست که فرد را به گمان پرواز، از بلندی به پایین می‌افکند. عرفان، به معنای واقعی کلمه، نه بی‌باکی کور است و نه ترس بزدلانه؛ بلکه تشخیص راه پرخطر از راه بی‌خطر است، و دانستن حد و مرزهای توانایی خویشتن. این راه‌نما، راهنمای ماست که در بحر پرموج معارف، بر جزیرهٔ مثنوی بنشینیم و زبان دریا را بیاموزیم، نه اینکه بی‌محابا خود را به اعماق آن بسپاریم.

نکات کلیدی

  • به استثناهای نادر نظر نکن؛ عبرت از انبوهِ ناکامان بگیر.
  • تهور بی‌جا در سلوک یا زندگی، اغلب عین حماقت است.
  • خودشناسی و تشخیص حد توانایی‌ها، شرط اول سلامت در هر مسیری است.
  • تقلید کورکورانه از خوش‌اقبالان، راهی مطمئن به هلاکت است.
  • شکر نعمت‌های موجود (مانند پاهای سالم) بر جسارت بی‌مبنا اولویت دارد.

Sources: d6-s28 · 05:27:00 d6-s28 · 06:12:00 d6-s28 · 07:51:00 d6-s27 · 11:53:22

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。