閱讀 卷 6 回到病人的故事 詩聯 1352

M6:1352 — تو رسن‌بازی نمیدانی یقین / شکر پاها گوی و می‌رو بر زمین

تو رسن‌بازی نمیدانی یقینشکر پاها گوی و می‌رو بر زمین
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:1352

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو یقیناً طناب‌بازی بلد نیستی؛ پس شکر پاهایت را به جا آور و بر روی زمین راه برو. معنا: از آنجا که به خطرات راه و مهارت‌های لازم برای عبور از آن آگاه نیستی، از ریسک‌های بی‌مورد بپرهیز و به سلامت و امنیتِ راه رفتن بر زمین قانع باش.

شرح

این بیت در ادامهٔ هشدارهای مولانا می‌آید، آنجا که از خطرات بی‌مبالاتی در ورود به وادی‌های ناشناخته و پُرمخاطره سخن می‌گوید. او پیش از این می‌پرسد که اگر پادزهر در دست نداری، چرا چیزی را می‌خوری که معلوم نیست شهد است یا زهر؟ این دقیقاً تمثیلی است برای راه پرپیچ و خم سلوک یا ورود به ساحت‌هایی از معرفت که آمادگی آن را نداریم.

من می‌خواهم بگویم مولانا در اینجا ما را به خویشتن‌شناسی و واقع‌بینی فرا می‌خواند. بله، گاهی در میان میلیاردها نفر، یکی پیدا می‌شود که از مناره‌ای می‌افتد و باد به دامانش می‌افتد و سالم به زمین می‌نشیند. او یک سعید است، یک خوش‌شانس. یا آن‌گونه که در جای دیگری می‌گوید، کسی که پشتوانهٔ الهی دارد و وجودش خود کارخانهٔ تبدیل زهر به تریاق است، نظیر آدمِ پیغمبر که مارها بر او بی‌اثر بودند. اما اینها استثنا هستند؛ نباید در نادرات نظر کرد و خود را با این سعیدی‌های نادر قیاس نمود. تو که از آن یک در میلیون‌ها نیستی، چرا خود را به هلاکت می‌افکنی؟

«تو رسن‌بازی نمی‌دانی یقین». این یعنی تو مهارتِ طناب‌بازی نداری، این فنون خطرناک و آکروباتیک را بلد نیستی. پس به هیچ وجه نباید از اهل فن تقلید کنی و پا جای پای آنها بگذاری. این یک نوع غرور و تهور بی‌جا است. شجاعتِ کاذب تو را به دام شیطان و نفس اماره می‌اندازد که همیشه در کمین‌اند. از این رو، توصیهٔ مولانا بسیار زمینی و عینی است: «شکر پاها گوی و می‌رو بر زمین.» شکرگزار پاهایی باش که داری، شکرگزار این سلامت باش که روی زمینِ محکم و امن قدم برمی‌داری. این یعنی به راه معتدل و امنِ خودت قانع باش، به توانایی‌های واقعی‌ات توجه کن و از راه‌های پرخطر و بی‌باکانه دوری جوی. این نه به معنای بزدلی، که عین حکمت و عقلانیت است در سیر و سلوک و حتی در امور عادی زندگی.

نکات کلیدی

  • شناخت حدود توانایی‌های خویش و پرهیز از غرور بی‌جا در مسیر سلوک و زندگی.
  • تقلید از افراد خوش‌شانس یا دارای استعدادهای نادر، بدون داشتن مهارت کافی، خطرناک و نابخردانه است.
  • سپاسگزاری از داشته‌های معمولی و قدم گذاشتن بر راهی مطمئن، عین حکمت است.
  • شجاعت واقعی در شناخت خطرها و پرهیز از تهور بیجا نهفته است.
  • «زمین» در اینجا نمادِ مسیرِ واقع‌بینانه، آماده و محتاطانه در مواجهه با چالش‌هاست.

Sources: d6-s28 · 05:27:00 d6-s28 · 06:12:00 d6-s28 · 07:51:00 d6-s27 · 11:53:22

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。