閱讀 卷 6 向真主祈禱,尋求庇護,免於自由意志的誘惑,以及導致自由意志的手段的誘惑。因為天地都曾因自由意志和導致自由意志的手段而抱怨和恐懼,而人類的創造卻熱衷於追求自己的自由意志和導致自由意志的手段。如同病人感覺自己缺乏自由意志,渴望健康,因為健康是自由意志的原因,這樣他的自由意志就會增加;他渴望地位,這樣他的自由意志就會增加。在過去的民族中,真主降臨懲罰的根源一直是過度的自由意志和導致自由意志的手段。從未見過貧困的法老 詩聯 215

M6:215 — این کژاوه گه شود این سو گران / آن کژاوه گه شود آن سو کشان

این کژاوه گه شود این سو گرانآن کژاوه گه شود آن سو کشان
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:215

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این کجاوه گاهی به این سو سنگین می‌شود، آن کجاوه گاهی به آن سو کشیده می‌شود. معنا: این بیت تردید و کشمکش درونی مولانا را در برابر مسئلهٔ جبر و اختیار نشان می‌دهد و حیات را به کجاوه یا پالانقینی تشبیه می‌کند که گاهی به سمتی گران می‌شود و گاهی به سمتی دیگر کشیده می‌شود.

شرح

این بیت گواهی است بر ژرف‌اندیشی مولانا در باب یکی از کهن‌ترین و دشوارترین مسائل فلسفه و الهیات: جبر و اختیار. او، همان‌طور که بارها برایتان گفته‌ام، در این موضوع بسیار تأمل کرده و موضعی ثابت و یک‌سره نداشته است؛ او در این میانه بود، نه جبریِ مطلق و نه مُختارِ تمام. این بیت تصویری از این کشاکش درونی‌اش را به دست می‌دهد؛ کجاوه یا همان هودج، نمادی از وجود آدمی یا سیر و سلوک اوست که گاهی به یک سو متمایل و سنگین می‌شود، و گاهی به سوی دیگر کشیده می‌گردد. این تعبیر، آشکارا به حیرت و تردید او در انتخاب یک راه یکسره اشاره دارد.

مولانا جبر را نه یک عامل صرفاً محدودکننده، بلکه همچون بال و پر و نیرویی می‌بیند که خداوند به ما عطا کرده است. اما نکته اینجاست که این «بال و پر» به خودی خود نه خوب است و نه بد؛ ابزاری بیش نیست و می‌تواند کارکردی دوگانه داشته باشد. او می‌گوید: «جبر هم زندان و بند کاهلان / همچو آب نیل دان این جبر را» از یک سو، برای کاهلان، جبر بهانه‌ای می‌شود برای تنبلی و ترک مسئولیت. آنان می‌گویند: «چون جبر است، ما چه کاره‌ایم؟ بگذار هرچه می‌خواهد اتفاق بیفتد.» این نگرش، زندان و بندی است که مانع از رشد و عمل می‌شود. اما از سوی دیگر، برای کاملان، جبر همان بال و پری است که آن‌ها را به پرواز درمی‌آورد. کاملان، با تکیه بر این حقیقت که هر علتی معلولی حتمی دارد و همهٔ افعال در نهایت به خداوند بازمی‌گردد (توحید افعالی)، با رغبت و جدیت به عمل نیکو می‌پردازند، زیرا می‌دانند که این راه نیز مقدر شده و ثمرات نیکو به بار خواهد آورد. آنان از این نیروی خداوندی برای کسب بهره‌های نیکو استفاده می‌کنند.

مولانا برای تبیین این حقیقت متناقض‌نما، تمثیل آب نیل را به کار می‌گیرد که آب زلال برای قوم موسی و خون غلیظ برای پیروان فرعون بود. این تمثیل نشان می‌دهد که یک حقیقت واحد – در اینجا جبر – بسته به حال درونی و ایمانی فرد، می‌تواند ادراکی کاملاً متفاوت و متضاد داشته باشد. جبر برای مؤمنان راهگشاست و برای گبران (بی‌ایمانان) مایه‌ی خسران. در نهایت، او با تصویر بال بازان و زاغان سخن خود را جمع‌بندی می‌کند: «بال بازان را سوی سلطان برد / بال زاغان را به گورستان برد.» ابزارها و نیروهایی که خداوند به ما داده است – عقل، حواس، اندام‌های بدن – همه می‌توانند ما را به سوی حق و زیبایی (سلطان) سوق دهند، یا به سوی زوال و تباهی (گورستان) بکشانند. این بستگی به چگونگی استفادهٔ ما از این نعمت‌ها دارد. این بیت بیانگر آن حقیقت است که حتی در دل جبر، اختیارِ جهت‌گیری نهفته است و انتخاب نهایی با خود ماست.

نکات کلیدی

  • مولانا در جبر و اختیار موضعی سیّال داشت و این بیت گویای این حیرت است.
  • جبر، ابزاری است که می‌تواند هم عامل تنبلی باشد و هم بال پرواز.
  • بسته به حال درونی و ایمان شخص، جبر می‌تواند ادراکی متفاوت داشته باشد (تمثیل آب نیل).
  • نیروهای خدادادی (عقل، حواس) می‌توانند به سوی کمال یا تباهی هدایت کنند (تمثیل بازان و زاغان).
  • این بیت نشانگر مسئولیت انسان در قبال انتخاب مسیر خود، حتی در بستر جبر الهی است.

Sources: d6-s29 · 00:48:46 d6-s29 · 00:51:42

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。