閱讀 卷 6 尋寶者在多番尋求、無力且絕望之後,向上帝悔改,說:‘顯化之主啊!請您揭示這隱藏之物。’ 詩聯 2322

M6:2322 — آن یکی را کرده پر نور جلال / وآن دگر را کرده پر وهم و خیال

آن یکی را کرده پر نور جلالوآن دگر را کرده پر وهم و خیال
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:2322

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یکی را از نور شکوه خود سرشار ساخت، و دیگری را از وهم و خیال آکنده گردانید. معنا: این بیت بیان می‌کند که خداوند در آفرینش انسان‌ها، هر فردی را با سرشتی متفاوت آفریده است؛ برخی را با نور حق و برخی دیگر را با وهم و پندار پر کرده است.

شرح

مولانا، در این بیت و ابیات همجوارش، به یک نکتهٔ بنیادین در باب آفرینش انسان و سرشت وجودی ما اشاره می‌کند که از قضا، یکی از عمیق‌ترین مباحث فلسفی و عرفانی است: یعنی نحوهٔ وجود ما از «عدم» و نقش «جود» الهی در این میان. من بارها گفته‌ام که هستی ما بر پایهٔ «جود» است، نه «عدل». عدل مستلزم استحقاق است، در حالی که ما پیش از هستی، هیچ استحقاقی نداشتیم. هر آنچه به ما داده شده، صرفاً از سرِ کرم و بخشش بی‌حدّ خداوند است.

این بیت، در سیاقِ شبی که مولانا از آن به مثابهٔ بازگشتی موقت به عدم سخن می‌گوید، معنادار می‌شود. شب، کشتی فهم و حواس ما را می‌شکند و ما را در دریای رحمت ایزد غرقه می‌سازد، تا فردای آن روز، دوباره از چیزی دیگر «پر» شده و به هستی بازگردیم. این فرایندِ «پر شدن» از جانب حق، سرنوشت وجودی هر انسانی را رقم می‌زند. برخی را خداوند، همان‌گونه که این بیت می‌گوید، با «نور جلال» خویش آکنده می‌کند؛ اینان کسانی هستند که وجودشان آیینه‌ای از عظمت و شکوه الهی می‌شود. اما دیگران را، چه بسا با «وهم و خیال» پر می‌کند؛ یعنی در وجودشان گرایش به پندارها، تصورات باطل و خیالات واهی بیشتر است.

نکتهٔ کلیدی اینجاست که ما، به عنوان موجودات ممکن‌الوجود، هیچ دخالتی در این «پر شدن» اولیه نداریم. اگر این امر به اختیار ما بود، اگر «رای و فن» و «تدبیرمان به حکم من» بود، بی‌تردید همهٔ ما خود را به کمال مطلق می‌رساندیم. همه می‌خواستیم عاقل‌ترین، زیباترین، دانشمندترین و نیکوکردارترین باشیم. اما واقعیت این است که «منو جور دیگری پرورده‌اند و ساخته‌اند.» این تمایز در آفرینش، این که یکی با نور جلال و دیگری با وهم و خیال پر می‌شود، نه از استحقاق ماست و نه از اختیار ما؛ بلکه تجلیِ جود و فعلِ جبّاریت مطلق خداوند است. ما در برابر این ارادهٔ خالق، در نهایت ناتوانی و بی‌اختیاری بر سرشت اولیهٔ خویش قرار داریم. اینجاست که مولانا با حیرت می‌پرسد: «چون کفم زین حل و عقد او تهی‌ست / ای عجب، این معجبی من ز کیست؟» یعنی وقتی من این‌قدر ناتوانم و از تدبیر سرنوشت خویش عاجز، پس این همه خودبینی و خودپسندی از کجا می‌آید؟ این سؤالی است که هر انسان متفکری باید از خود بپرسد.

نکات کلیدی

  • خلقت انسان از عدم بر پایهٔ «جود» الهی است، نه «عدل» و استحقاق.
  • تفاوت‌ها در آفرینش انسان‌ها (با نور جلال یا وهم و خیال) ارادی و از جانب خداوند است.
  • شب نمادی از بازگشت موقت به عدم و پر شدن مجدد وجود ما از جانب حق است.
  • اختیار و تدبیر انسان بر سرشت اولیه و کیفیت آفرینش خود ناچیز است.
  • علیرغم ناتوانی ذاتی ما در برابر ارادهٔ الهی، شگفتیِ «معجبی» و خودپسندی ما بی‌جاست.

Sources: d6-s54 · 54:39:00 d6-s54 · 59:13:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。