閱讀 卷 6 三位旅人:一位穆斯林、一位基督徒、一位猶太教徒的故事。他們在旅途中找到食物,基督徒和猶太教徒已飽足,說:‘明天再吃這些食物。’穆斯林因為齋戒,儘管飢餓,卻因寡不敵眾而未得食物。 詩聯 2411

M6:2411 — ملک حق و جمله قسم اوستی / قسم دیگر را دهی دوگوستی

ملک حق و جمله قسم اوستیقسم دیگر را دهی دوگوستی
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:2411

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تمام ملک و هر چه هست، سهم و بخش خداست. اگر بخواهی سهم دیگری برای آن در نظر بگیری، گویی دو سهم (یا دو ساحت) به آن داده‌ای، حال آنکه هر چه هست اوست. معنا: این بیت بر یگانگی مطلق مالکیت و وجود خداوند تأکید می‌کند؛ یعنی هر چه هست، از آنِ اوست و هیچ سهم و ساحتی مستقل از او وجود ندارد.

شرح

این بیت در میان روایت دل‌نشین مولانا از حکایت سه مسافر – جهود، ترسا و مسلمان – جای گرفته است که در آن، هر سه برای تصاحب حلوایی که یافته‌اند، رؤیای خود را بازگو می‌کنند. همان‌طور که بارها تأکید کرده‌ام، مولانا بیش از آنکه به شرح واژگان بپردازد، با قصه‌ها و تمثیل‌ها، حقایق عمیق وجودی را بر ما آشکار می‌کند. این بیت را باید در چارچوب فهم عمیق مولانا از توحید و وحدت هستی دید؛ توحیدی که نه تنها در خالقیت و ربوبیت، بلکه در مالکیت و نفوذ در تمام ذرات هستی ساری است.

در نگاه مولانا، عالم، جملگی، ملک حق است. هر ذره، هر آنچه هست و هر آنچه نیست، جلوه‌ای از اوست و در مالکیت اوست. این «قسم اوست» که بیت بدان اشاره می‌کند، به معنای سهمی از یک کل نیست که بقیه آن سهم دیگری باشد. بلکه بدان معناست که تمامیت هستی، بی‌هیچ شکاف و گسستی، متعلق به حق است. آنجا که گفته می‌شود «قسم دیگر را دهی دوگوستی»، نکته‌ای بس دقیق نهفته است. اگر کسی تصور کند که بخشی از هستی یا قسمتی از حقیقت، می‌تواند خارج از حیطه مالکیت و اراده الهی باشد، او در واقع دچار یک خطای معرفتی شده است. او با این تصور، آن واحد مطلق را به دو بخش تقسیم کرده است: بخشی که از آنِ خداست و بخشی که از آنِ «دیگری» است. اما در حقیقت، آن «دیگر» هرگز وجود ندارد؛ هر چه هست، همان «اوست».

این خطای معرفتی، تنها یک خطای فکری نیست، بلکه منشأ بسیاری از گمراهی‌ها و پندارهای دوگانه در عالم می‌شود. درسی که از این بیت می‌گیریم این است که هستی نه «دو گوست»، بلکه «یک گوست». هیچ دوگانگی، هیچ تقابل اصیل و هیچ سهم مستقلی در برابر حق وجود ندارد. از این رو، هر تلاشی برای تقسیم‌بندی هستی به قلمروهای مستقل، تلاشی عبث و برخاسته از ناتوانی ذهن محدود ما در درک وحدت مطلق است. این وحدت، در پس کثرت تجلیات، همواره برقرار است و «ملک حق» همواره مطلق و بی‌تقسیم باقی می‌ماند. این درسی است در توحید حقیقی، توحیدی که نه فقط در زبان، که در بطن نگاه و تجربه انسان به هستی جاری می‌شود.

نکات کلیدی

  • هر چه در هستی است، ملک و سهم مطلق خداوند است.
  • تصور وجود سهمی مستقل از خدا، خطایی معرفتی است که وحدت را به دوگانگی می‌کشد.
  • تمامیت هستی بدون هیچ گسست و شکافی، متعلق به حق است.
  • این بیت نقدی بر نگاه‌های دوگانه و شرک‌آلود در هستی است.
  • درک عمیق این وحدت، به معنای نفی هرگونه دیگریت و استقلال در برابر اراده الهی است.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。