閱讀 卷 6 譬喻 詩聯 2465

M6:2465 — آن یکی را سر شکستی چوب‌زن / و آن دگر را بر دریدی پیرهن

آن یکی را سر شکستی چوب‌زنو آن دگر را بر دریدی پیرهن
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:2465

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چوب‌زن سر یکی را شکست، و پیراهن آن دیگری را پاره کرد. معنا: این بیت، خشونت و ستمگری مأموران پادشاهی را به تصویر می‌کشد که برای باز کردن مسیر او به مسجد، با بی‌رحمی مردم را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.

شرح

مولانا در این ابیات، صحنه‌ای تلخ و آشنا از ستمگری و بی‌عدالتی را به تصویر می‌کشد. ماجرای پادشاهی را روایت می‌کند که هنگام رفتن به مسجد، مأمورانش با چوب و قلدری مردم را از سر راه برمی‌داشتند؛ سر می‌شکستند و پیراهن می‌دریدند. این وضعیت، که خود بنده نمونه‌های مشابهی را در سفرهایم (مثلاً در شوروی سابق) مشاهده کرده‌ام، نشان از شیوه‌های رایج حکمرانان برای اعمال قدرت و ترساندن مردم دارد. منوچهری نیز در وصف پادشاهان، از «صف سناتین» زرین‌کمرانی سخن می‌گوید که برای حفظ شاه از معترضان، مردم را به سوی دیگر می‌راندند.

در ادامهٔ داستان این بیت، یکی از همین بی‌گناهان که بی‌دلیل چوب خورده بود، در حالی که خون از سر و رویش جاری بود، رو به پادشاه کرد و گفت: «ظلم ظاهر بین، چه پرسی از نهفت؟ / خیر تو این است، جامع می‌روی / تا چه باشد شر و وزرت ای قوی؟» یعنی این است ظاهر خیرخواهی تو هنگام رفتن به مسجد؟ پس شر و گناه تو (وزر) چه خواهد بود؟ مولانا در اینجا به نکته‌ای عمیق‌تر اشاره می‌کند که شرارت آدمی، از شرارت حیوانات خطرناک‌تر است. می‌گوید: «گرگ دریابد ولی را به بود / زان که دریابد ولی را نفس بد». اگر گرگ به یک ولیّ خدا برسد و او را بدرد، بهتر است تا یک انسان بد. چرا؟ «زان که گرگ ارچه که بس استمگری‌ست / لیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست»؛ گرگ اگرچه درنده و ستمگر (که البته بنده اینجا اصطلاح «درنده» را دقیق‌تر می‌دانم، زیرا مفهوم ستم و عدل در حیوان وجود ندارد)، اما مکر و حیله ندارد. «ورنه کی اندر فتادی او به دام؟ / مکر اندر آدمی باشد مدام». گرگ‌ها را ما به دام می‌اندازیم، نه آنها ما را، و این به واسطه مکر و حیله‌ای است که ما انسان‌ها داریم.

اینجاست که به قول فیلسوف انگلیسی، گیلبرت رایل، می‌توان اعمال را به «افعال درجه اول» و «افعال درجه دوم» تقسیم کرد. خوردن، خوابیدن، و خندیدن، افعال درجه اول‌اند که در حیوانات هم هست. اما مکر، توبه، انتقاد، یا مفاهیمی چون ستم و عدل، افعال درجه دوم هستند که روی افعال دیگر سوار می‌شوند و خاص انسان‌اند. حیوانات قادر به چنین افعالی نیستند و از این روست که ملامت نمی‌شوند و کیفر نمی‌بینند. مولانا در اینجا به درستی به این تفاوت بنیادین میان انسان و حیوان اشاره می‌کند، که عنصر مکر و حیله، شرارت انسان را به مراتب پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از درندگی صرف حیوانات می‌سازد. مکار بودن انسان، خود نوعی قدرت است که می‌تواند حتی از قدرتمندترین حیوانات نیز مخرب‌تر باشد. این عمق معرفتی به ما نشان می‌دهد که پیچیدگی شرارت در جهان، بیشتر محصول دستاوردها و قابلیت‌های شناختی انسان است، نه صرف غرایز حیوانی.

نکات کلیدی

  • ظلم و ستم حکومتی می‌تواند با ریاکاری و تظاهر به دین‌داری همراه شود؛ ظاهر خیر، باطنی شر را می‌پوشاند.
  • شرارت انسان که با مکر و حیله همراه است، به مراتب از درندگی حیوانات خطرناک‌تر است، زیرا حیوانات فاقد مفهوم ستم هستند.
  • اعمال انسان‌ها را می‌توان به «درجه اول» (مانند خوردن) و «درجه دوم» (مانند مکر و ستم) تقسیم کرد؛ اعمال درجه دوم خاص انسان است.
  • ناتوانی ما در درک کامل نیت‌ها و افکار دیگران (حتی انسان‌ها)، نشانه‌ای از محدودیت شناخت ماست که به شناخت خداوند نیز تعمیم می‌یابد.

Sources: d6-s57 · 10:20:07 d6-s57 · 15:32:41 d6-s57 · 30:29:13

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。