閱讀 卷 6 關於國王對他的三個兒子遺囑的故事,他說:‘在這次旅行中,你們在我的領土上,某處要這樣安排,某處要任命這樣的總督。但是,千萬不要去某個城堡,也不要靠近它。’ 詩聯 3590

M6:3590 — ای کشیده ز آسمان و از زمین / مایه‌ها تا گشته جسم تو سمین

ای کشیده ز آسمان و از زمینمایه‌ها تا گشته جسم تو سمین
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3590

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای کسی که از آسمان و از زمین مایه‌ها کشیدی (و تغذیه کردی) / تا جسم تو فربه و پرگوشت شد. معنا: این بیت به انسان یادآوری می‌کند که بدن او از عناصر مختلف آسمانی و زمینی تشکیل شده و همین امر سبب رشد و فربهی آن گشته است.

شرح

مولانا در این بیت به وضوح به ریشه و منشأ جسم انسان اشاره می‌کند؛ می‌گوید ای کسی که جسمت از مایه‌ها و عناصر آسمانی و زمینی فربه گشته است. کلمهٔ «سمین» در اینجا به معنای فربه و چاق است، نه به معنای گران‌بها که با «ث» سه نقطه نوشته می‌شود. این یک توصیف ساده نیست؛ بلکه بیانی عمیق از ماهیت وجود ماست.

من این را بارها گفته‌ام که ما موجوداتی هستیم که از سراسر هستی جمع شده‌ایم. جسم ما، هرچند کوچک به نظر می‌رسد، اما به واقع تجلی‌گاه و عصارهٔ تمام عالم است. از عناصر موجود در خاک و آب گرفته تا نور خورشید و ذراتی که شاید میلیون‌ها سال پیش از ستارگان دوردست به زمین رسیده‌اند، همه و همه در ساختار وجودی ما مشارکت کرده‌اند. این تنها یک حقیقت علمی نیست، بلکه یک بصیرت عرفانی است: «تمام دنیا به یک معنا در ما جمع است.» همکاری کل هستی برای پدیدار شدن یک موجود واحد، در ما رخ داده است.

مولانا بلافاصله پس از این بیت، به عباراتی تندتر می‌پردازد و می‌گوید: «تن ز اجزای جهان دزدیده‌ای / پاره پاره زین و آن ببریده‌ای.» این تعبیر «دزدیده» بسیار تحریک‌کننده است، اما خود او سپس آن را تعدیل می‌کند و می‌فرماید: «عاریه‌ست این.» حقیقت آن است که این وجود و این جسم، از آنِ ما نیست؛ یک امانت و عاریه است. درست مانند کالای دزدیده که ناپایدار است و دزد را به پای دار می‌کشاند، این جسم نیز که به‌ظاهر از عالم «دزدیده» شده، ناپایدار است و ما را به پای حساب‌رسی خواهد کشاند.

پس، غفلت از این حقیقت، انسان را به اشتباه می‌اندازد که گویی این‌ها را «رایگان» برده و کسی او را مؤاخذه نخواهد کرد. نخیر، ذره‌ذره، اتم به اتم این وجود، از ما حساب کشیده می‌شود. این جسمی که به آن دل بسته‌ایم، چیزی نیست جز امانتی که باید روزی پس داده شود. از این رو، تاکید من این است که باید تکیه‌گاهی پیدا کنیم که پس‌دادنی نباشد، محکم باشد و همیشه در اختیار ما باقی بماند. دل بستن به چیزی که رفتنی است، خطای فاحشی است که سرمنشأ بسیاری از آلام و رنج‌های بشری می‌شود.

نکات کلیدی

  • جسم انسان عصاره و تجلی‌گاه کل عالم هستی است، حاصل گردآوری عناصر از آسمان و زمین.
  • وجود جسمانی ما یک «عاریه» و «امانت» الهی است، نه ملک مطلق ما.
  • تکیه بر این بدن یا آنچه از جهان به دست آورده‌ایم، خطایی بزرگ است زیرا ناپایدار و بازپس‌گرفتنی است.
  • غفلت از ماهیت امانی وجودمان، به این توهم می‌انجامد که ما هر آنچه داریم را «رایگان» به دست آورده‌ایم.
  • برای رهایی از رنج‌ها، باید تکیه‌گاهی پایدار و ازلی یافت که مشمول بازپس‌گیری نباشد.

Sources: d6-s79 · 27:25:05 d6-s79 · 29:13:46

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。