閱讀 卷 6 國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 詩聯 3716

M6:3716 — نوحه را صورت ضرر بی‌صورتست / دست خایند از ضرر کش نیست دست

نوحه را صورت ضرر بی‌صورتستدست خایند از ضرر کش نیست دست
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3716

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه به شکل نوحه درمی‌آید، در واقع صورتی از ضررِ بی‌صورت است؛ مردم از دستِ این ضرر بی‌دست، دست خویش می‌گزند. معنا: این بیت بیان می‌کند که ضرر و زیان، که ذاتاً بی‌صورت و نامرئی است، از طریق ناله و نوحه صورتی محسوس پیدا می‌کند؛ تا جایی که انسان‌ها در مواجهه با این ضرر ناملموس، به نشانه‌ی حسرت و پشیمانی دست‌های خود را می‌گزند.

شرح

این بیت، یکی از ظریف‌ترین و در عین حال دشوارترین مباحث مثنوی، یعنی نسبت میان «صورت» و «بی‌صورتی» را پیش می‌کشد. مولانا در اینجا با مثالی بظاهر ساده، می‌خواهد حقیقت سترگی را بنمایاند: چگونه امر بی‌صورت، در عالم باصورت جلوه می‌کند و خود را می‌نمایاند. می‌فرماید که ضرر و زیان، از آن مفاهیم و واقعیات بی‌صورتی است که شکل و شمایل مادی ندارد؛ شما نمی‌توانید ضرر را نقاشی کنید یا با چشم ببینید. اما همین ضرر بی‌صورت، وقتی به شکل نوحه و ناله و زاری درمی‌آید، صورتی پیدا می‌کند و برای ما محسوس و ملموس می‌شود. نوحه و ناله، صورت ظاهری و طبیعی آن ضرر باطنی است.

نیم‌بیت دوم، با طنزی ظریف، این مفهوم را کامل می‌کند: «دست خایند از ضرر کش نیست دست». مردم از شدت حسرت و پشیمانی و رنج ناشی از ضرر، دست خود را می‌گزند. این در حالی است که ضرر، دستی ندارد که خود آسیب‌زننده باشد. اینجا مولانا به کنایه می‌گوید که واکنش ظاهری ما به رنجی بی‌صورت، خود صورتی تازه به این رنج می‌بخشد و آن را در قالب رفتاری جسمانی متجلی می‌سازد.

اما نکته‌ی کلیدی که خود مولانا بلافاصله پس از این بیت به آن اشاره می‌کند و از نگاه من بی‌نهایت مهم است، این است که او می‌گوید: «این مثل نالایق است ای مستدل / حیله تفهیم را جهدالمقل». یعنی مولانا خودش به نابسندگی و ناتمامی این مثال اذعان دارد. او تصدیق می‌کند که مثال‌های او، هیچ‌گاه به قامت آن حقیقت والا که قصد بیانش را دارد، نمی‌رسند. این اعتراف، شاهدی‌ست بر محدودیت ذاتی زبان و تمثیل در بیان حقایق قدسی و عرفانی. مولانا بارها در مثنوی به این تنگنا اشاره می‌کند که: «این مثل آمد رکیف و بی‌ورود، لیک در محسوس از این بهتر نبود». گویی او مجبور است با «حیله تفهیم» و «جهدالمقل» (یعنی نهایت تلاش در عین اقرار به کمبود) مفاهیم بلند را در ظرف‌های کوچک و ناکافی کلمات و مثال‌ها بریزد. وظیفه‌ی ما به عنوان خواننده نیز همین‌جاست که از این مثال‌ها، پلی به آن بی‌صورت بسازیم، نه اینکه در خود صورت متوقف شویم و حقیقت را به همین اندازه محدود کنیم.

نکات کلیدی

  • اصل بی‌صورت و جلوه‌ی باصورت: ضرر، که خود بی‌شکل است، در قالب نوحه صورتی محسوس می‌یابد.
  • خودانتقادی مولانا: او خود این مثال را «نالایق» می‌داند و به محدودیت زبان در بیان حقایق اذعان می‌کند.
  • جبران نارسایی زبان: تمثیل و مثال، «حیله تفهیم» برای رساندن حقایق والا به ذهن مخاطب است.
  • طنزی نهفته: واکنش‌های فیزیکی انسان به رنج‌های بی‌صورت، صورتی جدید به آن رنج می‌بخشد.
  • تجلی اسماء الهی: همانند صفات بی‌صورت الهی که در عالم صورت و طبیعت جلوه می‌کنند.

Sources: d6-s83 · 07:43:00 d6-s83 · 09:21:00 d6-s83 · 11:36:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。