閱讀 卷 6 國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 詩聯 3723

M6:3723 — صورت خوبان بود عشرت کند / صورت غیبی بود خلوت کند

صورت خوبان بود عشرت کندصورت غیبی بود خلوت کند
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3723

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر اندیشهٔ زیبایی‌ها و خوبی‌ها در دل بنشیند، انسان به عشرت‌گری و جمع‌نشینی مایل می‌شود. اما اگر اندیشهٔ غیبی و ملکوتی حاکم گردد، به خلوت و انزوا روی می‌آورد. معنا: این بیت بیان می‌کند که انگیزه‌ها و اندیشه‌های درونی انسان، عملکردهای بیرونی او را شکل می‌دهند؛ خواه میل به جمع باشد، خواه گرایش به خلوت.

شرح

این بیت، بی‌هیچ تردیدی، یکی از بهترین مصادیق برای تبیین نسبت میان «بی‌صورت» و «صورت» در هستی انسان است. مولانا در اینجا به وضوح نشان می‌دهد که چگونه یک «اندیشه»، یک «صورت ذهنی»، یا یک «انگیزهٔ درونی»، می‌تواند محرک اعمال بیرونی و رفتار ما باشد. ایشان می‌گوید که اگر اندیشهٔ زیبایی‌ها و خوبی‌های این جهان بر دل آدمی چیره شود و انسان در دل خود «صورت خوبان» را ببیند، بی‌تردید او را به سوی «عشرت» و همنشینی و جشن و سرور می‌کشاند. آدمی با دیدن جلوه‌های نیکو، شادمان می‌شود و در جمع یاران به بزم می‌نشیند.

اما در مقابل، اگر در دل او «صورت غیبی» و اندیشهٔ پیوستن به موجودات ملکوتی و عالمِ فراسوی حس بیدار شود، آنگاه تمام وجودش او را به «خلوت» و انزوا و نشستن در گوشه‌ای برای تفکر و ذکر و مناجات فرا می‌خواند. این صورتِ غیبی چنان نیرومند است که انسان را از هیاهوی جمع دور می‌کند و او را به سکوت و درون‌گرایی وامی‌دارد تا با آن غیبِ حاضر وصال کند.

همین‌جاست که پیوند عمیق این بیت با نظریات فلسفی بزرگی همچون هگل آشکار می‌شود. من سالیان دراز در جوانی شیفتهٔ اندیشهٔ مارکسیسم بودم و در تقابل آن با هگل بسیار اندیشیدم. مارکس، همان‌طور که می‌دانید، هرم فکری هگل را واژگونه کرد. او معتقد بود که عالم ماده و معیشت، یعنی «صورت»‌های بیرونی زندگی، ایده و اندیشهٔ ما، یعنی «بی‌صورت» ما را می‌سازند؛ این‌که ما چگونه فکر کنیم، زادهٔ طبقه و موقعیت اقتصادی ماست. اما هگل، استاد مارکس، دقیقا خلاف این را می‌گفت. او بر این باور بود که «ایده» یا همان «بی‌صورت» (که ما می‌توانیم در تعابیر مولوی آن را اندیشه یا «گایست» بخوانیم) مقدم بر ماده و آفرینندهٔ آن است. جهان ابتدا با ایده، با معنا، با بی‌صورت آغاز می‌شود و این بی‌صورت است که در طول تاریخ، صورت‌های گوناگون تمدن، فرهنگ، هنر، علم و دین را پدید می‌آورد. مولانا در این بیت و ابیات مشابه، آشکارا بر این ایده تأکید می‌کند که «داعی فعل از خیال گونه‌گون» برمی‌خیزد، یعنی انگیزه‌های ما برای عمل از تصورات و اندیشه‌های ذهنی متنوع ما سرچشمه می‌گیرند. کیش‌ها و پیشه‌ها، هر دو، «ظل صورت اندیشه‌ها» هستند؛ یعنی سایه‌ای از اندیشه‌ها و تفکرات درونی ما که به منزلهٔ علت و مقدمه عمل می‌کنند.

پس، صورت خوبان و صورت غیبی، هر دو اندیشه‌ها و ایده‌هایی هستند که پیش از عمل خارجی وجود دارند و آن عمل را تحریک و هدایت می‌کنند. عشرت کردن و خلوت گزیدن، نمودهای بیرونی و عینیِ آن اندیشه‌های بی‌صورت‌اند که به صورت عمل درآمده‌اند. این یک معرفتِ بسیار کلیدی در مثنوی است: جهانِ باصورت از بی‌صورت سرچشمه می‌گیرد و در طول تاریخ شکل می‌پذیرد.

نکات کلیدی

  • اعمال بیرونی انسان، ثمرهٔ اندیشه‌ها و انگیزه‌های درونی اوست.
  • فکر «خوبان» (زیبایی‌ها و نیکی‌های جهان مادی) به عشرت و جمع‌گرایی می‌انجامد.
  • اندیشهٔ «غیبی» (عالم ملکوت و امر متعالی) به خلوت و درون‌گرایی فرا می‌خواند.
  • مولانا در این بیت، مقدم بودن «ایده» و «بی‌صورت» بر «صورت» و عمل را تأیید می‌کند.
  • این بینش با فلسفهٔ هگل هم‌راستاست که ایده را مبدأ هستی و آفرینندهٔ تمدن‌ها می‌داند، نه معیشت مادی.

Sources: d6-s83 · 13:21:00 d6-s83 · 16:29:00 d6-s83 · 18:41:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。