閱讀 卷 6 國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 詩聯 3735

M6:3735 — این صور چون بندهٔ بی‌صورتند / پس چرا در نفی صاحب‌نعمتند

این صور چون بندهٔ بی‌صورتندپس چرا در نفی صاحب‌نعمتند
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3735

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این صورت‌ها چون بندهٔ هستی بی‌صورت‌اند، پس چرا صاحب نعمت خود، یعنی همان بی‌صورت را انکار می‌کنند؟ معنا: مولانا می‌پرسد چرا این جهانِ ظاهری و صورت‌مند که از هستی بی‌صورت سرچشمه گرفته و در خدمت آن است، وجود سرچشمه‌بخش و صاحب نعمت خود را انکار می‌کند.

شرح

این بیت یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌ها را در مثنوی بازگو می‌کند؛ قصهٔ بی‌صورتی که این جهان باصورت از آن بیرون آمده است. مولانا پیش از این بیت، مثال‌های متعددی آورده بود که چگونه از صورت‌ها به بی‌صورت می‌رسیم: جام شراب ظاهری صورت دارد، اما فایده‌اش بی‌خودی و بی‌هوشی است که صورتی ندارد. جماع مرد و زن صورت دارد، اما لذت ناشی از آن بی‌صورت است. نان و نمک و هر غذایی که می‌خوریم صورت دارند، اما قوت و نیرویی که از آن‌ها حاصل می‌شود، بی‌صورت است. حتی تیغ و سپر در مصاف صورت دارند، اما ظفر و پیروزی که نتیجهٔ آن‌هاست، بی‌صورت است. مدرسه و تعلیق و تمام صورت‌های مربوط به دانش نیز به دانایی و علم منتهی می‌شوند که خود امری بی‌صورت است. در واقع، صورت‌ها همواره در خدمت بی‌صورت‌اند و پلی برای رسیدن به آن.

از سوی دیگر، مولانا نشان می‌دهد که چگونه صورت‌ها از بی‌صورت می‌آیند. اندیشهٔ معمار، که بی‌صورت است، به صورت یک بنا و ساختمان درمی‌آید. پس این جهان صورت‌مند، یک «فکرت است از عقل کُل»، یک تجسم بیرونی از اندیشهٔ معمار این عالم، یعنی خداوند است. خداوند «فاعل مطلق یقین بی‌صورت است»، و این صورت‌ها در دست او همچون آلت و ابزارند که کار عالم را سامان می‌دهند.

حال، در این بیت، مولانا با لحنی پرسشگر و نکوهش‌آمیز می‌پرسد: "این صور چون بندهٔ بی‌صورتند / پس چرا در نفی صاحب‌نعمتند؟" این صورت‌ها که به دو معنا بندهٔ بی‌صورت‌اند – یکی اینکه مخلوق و پدیدآمدهٔ او هستند و دوم اینکه خادم بی‌صورت و مقدمه‌ای برای رسیدن به آن – چرا صاحب نعمت خود را انکار می‌کنند؟ چرا از او روی برمی‌گردانند و او را نمی‌شناسند؟ این پرسش مستقیماً به کلهٔ طبیعت‌گرایان، ناتورالیست‌ها و ماتریالیست‌ها کوبیده می‌شود که معتقدند همه چیز ماده است و همه چیز در طبیعت و قانون‌های طبیعی خلاصه می‌شود. آن‌ها تنها به "صورت" چسبیده‌اند و "بی‌صورت" را که اصل و منشأ همهٔ این صورت‌هاست، نفی می‌کنند. مولانا هشدار می‌دهد: "زین قدح‌های صور کم باش مست / تا نگردی بت‌تراش و بت‌پرست." یعنی از این صورت‌های واحد و محدود مست نشوید، تا مبادا همین "صورت" را بپرستید و فکر کنید تنها صورت ممکن و متصور همین است.

عمق این نکته آنجاست که مولانا حتی "انکار" بی‌صورت را نیز از خود بی‌صورت می‌داند: "خود از او یابد ظهور انکار او / نیست غیر عکس خود این کار او." حتی همین انکار نیز، باز از او سرچشمه می‌گیرد و انعکاسی از وجود خود اوست. "کفر و ایمان دست‌باف اوست." این نشان از احاطهٔ مطلق خداوند دارد که هیچ چیز، حتی نفی و انکار او، خارج از دایرهٔ حکومت او نیست. این جهان، به تعبیر من، ماسکی‌ست که خداوند بر بی‌صورت خود زده است. ما "ملزمیم که معانی را در اصوات و در صور بیابیم." همانطور که برای کشف معنای سخن، باید به الفاظ مراجعه کنیم، برای درک "مراد" خداوند نیز باید به این الفاظ و صورت‌های جهان بنگریم. صورت‌ها سایهٔ اندیشهٔ معمار این عالمند، و انکار "سایه" در واقع انکار "صاحب سایه" است.

نکات کلیدی

  • جهانِ صورت‌ها (مادی) از بی‌صورت (معنوی) برمی‌آید و به آن بازمی‌گردد.
  • صورت‌ها در دو بُعد بندهٔ بی‌صورت‌اند: هم مخلوق اویند و هم وسیله‌ای برای رسیدن به او.
  • انکار بی‌صورت، خطای اصلی ماتریالیست‌ها و طبیعت‌گرایان است که به پرستش "بتِ صورت" منجر می‌شود.
  • مولانا می‌آموزد که حتی انکار خدا نیز از ذات الهی سرچشمه می‌گیرد و نشانهٔ احاطهٔ مطلق اوست.
  • این عالم ماسکی‌ست که خداوند بر بی‌صورت خود زده و ما ملزمیم معنای الهی را در همین صورت‌ها کشف کنیم.

Sources: d6-s83 · 33:26:00 d6-s83 · 40:34:00 d6-s83 · 47:07:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。