閱讀 卷 6 國王之子們遵從「人貪求被禁止之物」的法則,說:‘我們已表現出自己的順從,但你的惡習卻不願接受順從。’他們拋開父親所有的訓誡和勸告,走向那個被禁止的城堡,結果落入了災難之井。他們的自責之魂對他們說:‘難道沒有警告者來到你們這裡嗎?’他們哭泣並後悔地說:‘如果我們聽從或理智,我們就不會成為火獄的居民。’ 詩聯 3741

M6:3741 — گه گه آن بی‌صورت از کتم عدم / مر صور را رو نماید از کرم

گه گه آن بی‌صورت از کتم عدممر صور را رو نماید از کرم
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3741

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گهگاهی آن حقیقت بی‌صورت، از پس پردهٔ عدم، از روی کرم و بخشندگی، جلوه‌ای از صور و پدیده‌ها را بر ما آشکار می‌سازد.

معنا: این بیت بیان می‌کند که خداوندِ بی‌صورت، گاهی از نیستی و غیب، جهانِ پُراز صورت‌ها را از سر لطف و مهربانی به ظهور می‌آورد.

شرح

اجازه دهید به این بیت پر مغز بپردازیم: «گه گه آن بی‌صورت از کتم عدم / مر صور را رو نماید از کرم». این بیت، اوج و چکیدهٔ بحث مولانا دربارهٔ نسبت «صورت» و «بی‌صورت» در این دفتر است. می‌دانید که در منطقِ مولانا، هر صورتی از بی‌صورتی برمی‌آید و به بی‌صورتی بازمی‌گردد؛ صورت‌ها همچون بندگان و خادمان بی‌صورت‌اند. حال، این بیت گام را فراتر می‌نهد و چگونگی این ظهور را توضیح می‌دهد.

مولانا می‌گوید: «گه گه آن بی‌صورت از کتم عدم / مر صور را رو نماید از کرم». آن «بی‌صورت» که خداوند است، گاهی از «کتم عدم»، یعنی از پس پردهٔ نیستی و غیب، جلوه‌ای از «صور» را «رو نماید»، یعنی آشکار می‌سازد و به نمایش می‌گذارد. نکتهٔ محوری اینجاست که این رونمایی و آشکارسازی «از کرم» صورت می‌گیرد، نه از عدل. آفرینش، یک عمل کریمانه است، نه عادلانه؛ چرا که عدل مستلزم استحقاق و قابلیت است، و خود این قابلیت‌ها نیز نیازمند آفرینشی پیشین‌اند که به تسلسل محال می‌انجامد. بنابراین، هستی‌بخشیِ محض از ذات خداوند، جلوه‌ای از بی‌کرانگی کرم اوست.

اما غایت این رونمایی چیست؟ مولانا ادامه می‌دهد: «تا مدد گیرد از او هر صورتی / از کمال و از جمال و قدرتی». این صورِ آشکارشده، این پدیده‌های جهان، از آن بی‌صورتِ ازلی مدد می‌گیرند. اگر کمالی در عالم صورت می‌بینیم، اگر جمالی ما را مسحور می‌کند، اگر قدرتی در هر پدیده‌ای جلوه می‌کند، همه و همه سرچشمه‌اش از آن بی‌صورت است. به عبارت دیگر، جهانِ صورت‌ها در واقع ماسکی است که خداوند بر چهرهٔ بی‌صورت خویش زده است. ما او را در این صورت‌ها می‌بینیم و چاره‌ای جز دیدن او در این صورت‌ها نداریم؛ چرا که ما را نه یارای کنار زدن این ماسک هست و نه توانایی رؤیت بی‌صورتِ مطلق. این جهان، به تعبیر دیگر، تجسمی است از یک اندیشهٔ الهی، همان‌گونه که اندیشهٔ معمار، صورتِ یک بنا را می‌سازد. «این جهان یک فکرت است از عقل کل / عقل چون شاه است و صورت‌ها رسل».

در اینجا، مولانا به یک حقیقت بنیادین اشاره می‌کند: «این عالم صورت است و ما در صوریم / معنا نتوان یافت مگر در صورت». ما انسان‌ها، محکوم و ناچاریم که بی‌صورت را در خلال صورت‌ها ببینیم. این همان‌طور است که یک معنای مکتوم و پنهان، تنها در قالب الفاظ و کلمات به ما آشکار می‌شود. جهان آفرینش نیز به مثابه یک شعر یا سخنرانی الهی است که خداوند معانی و مرادات خویش را در این «الفاظ» و «صور» (یعنی موجودات) نهاده است و ما باید از طریق آن‌ها به کشف مراد او نائل آییم.

پس، هر کمال، هر جمال و هر قدرتی که در این عالمِ صورت می‌بینیم، پرتو و انعکاسی است از کمال، جمال و قدرتِ آن بی‌صورت مطلق. این نگاه، هستی را نه مجموعه‌ای از پدیده‌های مستقل، بلکه آیینهٔ تمام‌نمای یک حقیقت واحد می‌داند که خود را در کثرت صورت‌ها متجلی ساخته است.

نکات کلیدی

  • جهانِ صورت‌ها، پرده‌برداری کریمانهٔ حقیقت بی‌صورت است از پس پردهٔ عدم.
  • هر کمال، جمال و قدرتی که در صورت‌ها می‌یابیم، مددگرفته از ذات بی‌صورت الهی است.
  • این جهان، ماسکی است که خداوند بر چهرهٔ بی‌صورت خویش نهاده؛ ما جز در صورت‌ها، قادر به درک بی‌صورت مطلق نیستیم.
  • آفرینش، عملی برخاسته از کرم بی‌اندازهٔ خداوند است، نه از استحقاق و عدل.
  • عالم همچون سخنی است که خداوند آن را برای بیان معانی خود به صورت درآورده است.

Sources: d6-s83 · 40:34 d6-s83 · 47:07 d6-s83 · 55:22

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。