閱讀 卷 6 布哈拉之宰相的故事:任何以言語求施捨的人,都將被拒絕於其慷慨的公共施捨之外。那位貧困的學者因遺忘、過度貪婪和匆忙而以言語向宰相隊伍中的他求助,宰相轉身不理。此後,學者每天都會想出新的計策,有時會喬裝成蒙著面紗的女人,有時會矇住眼睛和臉扮作盲人,但宰相憑藉其洞察力總能識破他。 詩聯 3805

M6:3805 — روز دیگر بر تهی‌دستان عام / روز دیگر بر گرفتاران وام

روز دیگر بر تهی‌دستان عامروز دیگر بر گرفتاران وام
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:3805

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: روزی دیگر نوبت کمک‌رسانی به تهی‌دستان عام می‌رسید، و روزی دیگر به کسانی که گرفتار پرداخت وام بودند. معنا: این بیت، ادامهٔ توصیف بخشندگی خواجهٔ بخاراست که هر روز به گروهی خاص از نیازمندان، از جمله تهی‌دستان عادی و بدهکاران، بی‌چشمداشت عطا می‌کرد.

شرح

این بیت، پرده‌ای دیگر از تصویر خواجهٔ بزرگوار بخارا را می‌گشاید که مولانا از او به عنوان نمونه‌ای از بخشش الهی یاد می‌کند. خواجه هر روز به گروهی خاص از نیازمندان عطا می‌کرد، و اینجا می‌بینیم که «تهی‌دستان عام» و «گرفتاران وام» نیز از الطاف او بی‌نصیب نمی‌ماندند. این گسترهٔ بخشش، نکته‌ای کلیدی دارد: کرم او محدود به دسته‌ای خاص یا نوعی معین از فقر نیست؛ بلکه شامل همهٔ نیازهای بشری می‌شود. او به همگان، با وجود و با نبودِ آگاهی‌شان از علت اصلی این عطایا، روزی می‌رساند.

مولانا این نوع بخشش را با تابش خورشید و ماه مقایسه می‌کند که بی‌هیچ چشمداشتی نور و گرما می‌دهند. همان‌طور که قبلاً گفته‌ام، این «پاک‌بازی» یعنی خالصانه بخشیدن و منتظر بازگشت و پاداش نبودن، دقیقاً خوی حق تعالی و کمال انسانِ عارف است. خورشید بدون محاسبه می‌تابد، شک نمی‌کند و در کار خود تردید نمی‌ورزد؛ این نمادی از فناست، که نورافشانی‌اش سرانجام به نیست‌شدن و سیاهی می‌انجامد – و این همان «فنا» است که غایت کمال یک سالک است. خواجه نیز با چنین روحیه‌ای می‌بخشید، بی آنکه از کسی توقعی داشته باشد یا حتی بگذارد که با زبان، زر بخواهند؛ این سکوتِ در دریافت، درسِ بزرگی است که حتی پیامبر (ص) فرمودند: «من صمت منکم نجا». خاموشی و تسلیم در برابر رزّاقِ حقیقی، راه دریافت است، نه زبانِ سؤال و طمع.

در همین حکایت، نمونه‌ای نادر را می‌بینیم که پیری می‌آید و با جسارت، خواجه را به خاطر بخشش‌هایش که می‌خواهد هم دنیای او را پر از اعتبار کند و هم آخرتش را با این اعمال بخرد، به طمع متهم می‌کند. این پیر، خود، پرده از روی این حقیقت برمی‌دارد که گاهی بخشش‌های ظاهری، نه از سر «پاک‌بازی» و «بی‌علتی»، بلکه از روی طمع به جمع‌آوری سود دنیا و آخرت است. مولانا به ما می‌آموزد که بخشش راستین، آن است که از هرگونه محاسبه و معامله‌ای عاری باشد؛ این تجلی همان «بی‌صورتی» است که جهان باصورت از بی‌صورت بیرون آمده است. جان، اصل است و بدن فرع؛ بخشش خواجه نیز از جان سرچشمه می‌گرفت، نه از حسابگری‌های بدنی و دنیوی. عطای او، بسان غذای عاشقان بود که هر روز گروهی را سیراب می‌کرد، بی‌آنکه خود را به بند زمان و مکان و یا جنس خاصی از افراد محدود کند.

نکات کلیدی

  • بخشش بی‌منت خواجه نمونه‌ای از کرم الهی و «پاک‌بازی» است که هیچ توقعی از گیرنده ندارد.
  • تهی‌دستان عام و گرفتاران وام نمادی از گسترهٔ بی‌حد و مرز نیازهای بشری و کرم الهی هستند.
  • مولانا این بخشش را به خورشید و ماه تشبیه می‌کند که نور و گرما را بی‌هیچ چشمداشت و محاسبه‌ای ارزانی می‌دارند.
  • این شیوهٔ بخشش، مظهر «فنا» است که در آن دهنده تمام هستی خود را می‌دهد و به نیستیِ خود نزدیک می‌شود.
  • عطای خواجه از طمع بری است و با سکوت گیرنده همراه می‌شود، که بر اهمیت «من صمت نجا» (سکوت موجب نجات است) تأکید دارد.

Sources: d6-s85 · 00:15:40 d6-s85 · 00:21:57 d6-s85 · 00:26:50

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。