閱讀 卷 6 獵人的故事,他將自己纏繞在草叢中,並將一把花草像帽子一樣戴在頭上,好讓鳥兒以為他是草。那隻聰明的鳥兒嗅出了一點不對勁,說這是人,我從未見過這種形狀的草,但牠並未完全識破,被他的計謀迷惑了,因為在第一次察覺時,牠沒有確鑿的證據;在第二次察覺詭計時,牠有確鑿的證據,那就是貪婪和欲望,尤其是在極度貧困和匱乏的時候。先知(願主福安之)說:貧窮幾乎就是不信 詩聯 457

M6:457 — نی شنیدی انما الدنیا لعب / باد دادی رخت و گشتی مرتعب

نی شنیدی انما الدنیا لعبباد دادی رخت و گشتی مرتعب
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:457

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مگر نشنیدی که دنیا جز بازی‌ای نیست؟ / رخت خود را به باد دادی و ترسان گشتی. معنا: این بیت با اشاره به کلام الهی، دنیا را بازیچه‌ای فانی می‌خواند و هشدار می‌دهد که غفلت در این بازی، انسان را بی‌بهره و ترسان برای بازگشت به خانه اصلی‌اش رها خواهد کرد.

شرح

این بیت در ادامهٔ حکایت صیادی می‌آید که خود را در لباسِ زاهدان، به شکلِ گیاهی پنهان کرده و مرغی زیرک را به دام می‌اندازد. در این میان، صیاد با ظاهری فریبنده، پند و اندرز می‌دهد. مولانا از همین بسترِ فریب، حقیقتی والا را بیان می‌کند که همانا ماهیت بازی‌گونهٔ دنیاست. این سخن، اشاره‌ای مستقیم به کلام الهی دارد؛ آنجا که قرآن کریم مکرراً زندگی دنیا را «لعب و لهو» می‌خواند. این «لعب» به معنای بیهودگی یا پلیدی ذاتی دنیا نیست، بلکه اشاره به موقتی و غیرجدی بودن آن در برابر واقعیت غایی و ابدی است. دنیا بازی‌ای است که قواعد خود را دارد، اما هدفِ نهایی نیست. همان‌گونه که کودک در بازی غرق می‌شود و اصل را از فرع بازنمی‌شناسد، انسان نیز ممکن است چنان شیفتهٔ این بازی شود که منزلگاه حقیقی و هویت اصیل خود را از یاد ببرد. «باد دادی رخت و گشتی مرتعب» تصویری درخشان و رساست. مولانا این نکته را با حکایت کودکی توضیح می‌دهد که در بازی چنان غرق می‌شود که لباس‌های خود را کنار می‌نهد. شب‌هنگام، بازی به پایان می‌رسد و کودک، برهنه و بی‌لباس، از بازگشت به خانهٔ خود شرمگین و ترسان است. «رخت» در اینجا، نمادی از آمادگی‌های روحی، فضائل اخلاقی، اعمال صالح و معرفت نفس است که «جامهٔ» بازگشت به سوی اصل خویش محسوب می‌شوند. کسی که در بازی دنیا، این جامهٔ درونی را به باد دهد و آن را از دست بدهد، در پایانِ بازی، یعنی هنگامِ مرگ و بازگشت به عالمِ جان، با «رعب» و وحشتی عمیق مواجه خواهد شد. این ترس، نه از تنبیه الهی، بلکه از شرمساریِ خالی بودن دست و از دست دادن فرصت‌هاست. این بیت، همچون بسیاری از مواعظ مولانا، نه برای ایجاد یأس و اندوه، بلکه برای بیداری و هوشیاری است. پیام مولانا یکسره، ندای بازگشت به اصل خویش است؛ همان که در آغاز مثنوی می‌گوید: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش». این بیت، تلنگری است برای آنکه پیش از فرارسیدن شبِ بی‌بازگشت، به دنبال جمع کردن «جامه»های خود باشیم و «روز» را در غفلت و گفتگوهای بی‌حاصل ضایع نکنیم. این دعوت به «ابن‌الوقت» بودن و غنیمت شمردن اکنون است، تا بتوانیم با دست پُر و روحی آراسته به سوی آن منزلگاه ابدی بازگردیم.

نکات کلیدی

  • دنیا بازیچه‌ای فانی است که نباید از آن غافل شد.
  • رخت و لباس ما در این بازی، نمادی از آمادگی‌های روحی و معنوی ما برای بازگشت به اصل خویش است.
  • غفلت در بازی دنیا به از دست دادن سرمایه‌های معنوی و احساس شرمساری و ترس در هنگام بازگشت می‌انجامد.
  • هشدار مولانا نه برای ایجاد یأس، بلکه برای بیداری و عمل در «اکنون» است.
  • انسان باید پیش از فرا رسیدن «شب»، لباس‌های معنوی خود را جمع کند و روز را ضایع نسازد.

Sources: d6-s10 · 01:03:00

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。