閱讀 卷 6 酩酊大醉的突厥埃米爾清晨懇求樂師,並解釋這段聖訓:真主為他的聖徒們準備了一種飲品,他們飲下後會酩酊大醉,酩酊大醉後會心曠神怡,直到聖訓結尾。酒在秘密的酒甕中沸騰;直到每個單身的人都從中暢飲。真主說:義人們將會飲用這種酒。你喝的酒是禁酒,我們不喝除了合法之外的酒。「努力吧,直到你從無到有,從真主之酒中酩酊大醉」 詩聯 646

M6:646 — آن شراب حق بدان مطرب برد / وین شراب تن ازین مطرب چرد

آن شراب حق بدان مطرب بردوین شراب تن ازین مطرب چرد
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:646

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن شراب حق است که آدمی را به سوی آن مطرب الهی می‌کشاند؛ و این شراب جسم است که از این مطرب دنیوی بهره می‌گیرد. معنا: این بیت تفاوت عمیق میان مستی‌های الهی و جسمانی را با ذکر دو گونه شراب و دو گونه مطرب روشن می‌کند: یکی به عالم معنا رهنمون می‌شود و دیگری به سوی لذات تن می‌کشاند.

شرح

ما در این بیت با یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم مولانا، یعنی تفکیک میان ظاهر و باطن و ژرفای معناها، مواجه می‌شویم. مولانا در اینجا دو گونه "شراب" و دو گونه "مطرب" را از هم تفکیک می‌کند: یکی شراب حق و مطرب جان، دیگری شراب تن و مطرب جسم. این تفکیک یک بحث ساده نیست؛ مولانا در پس آن یک بنیان معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی می‌نهد.

من قبلاً هم اشاره کرده‌ام که مولانا نه تنها یک شاعر و عارف، بلکه یک فیلسوف ژرف‌نگر است. در اینجا او به پدیدهٔ اشتراک لفظی می‌پردازد؛ خطایی که غالباً دامنگیر ادراکات ما می‌شود. همان‌طور که در مثنوی خود می‌گوید: «گر هر دو گر یک نام دارد در سخن لیک شتان این حسن تا آن حسن»

این اشاره به داستان آن وزیری است که نامش "حسن" بود و بخشش‌های کلان می‌کرد، اما وزیر دیگری که اتفاقاً او نیز "حسن" نام داشت، خصیص و تنگ‌نظر بود. پس نام یکسان، هرگز ضامن معنای یکسان نیست. و این "اشتباه لفظی" در زندگی ما، به فرمایش مولانا، "رهزن" است. چه بسا ما در ظاهر چیزی را به جای چیز دیگر بگیریم و تمام عمر در خطا باشیم.

اینجاست که مولانا تمثیل کوزه‌ها را به کار می‌برد: «جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر تا که در هر کوزه چه بود آن نگر»

همه کوزه‌ها از بیرون شبیه هم‌اند، اما درون یکی پر از "آب حیات" است و دیگری پر از "زهر ممات". چشم تن‌بین، تنها به ظاهر و نقش‌ها می‌نگرد، اما دیدهٔ جان‌بین، از این ورطه عبور کرده و به عمق جان و معنا می‌رسد. این همان حرف کانت و پیش از او فلاسفهٔ اسلامی است که بین "شیء برای ما" و "شیء فی نفسه" تفاوت می‌گذاشتند، اما با رویکرد عرفانی.

مطرب، در اینجا کسی است که به طرب می‌آورد؛ خواه به طرب جسم و خواه به طرب جان. شراب نیز همین‌طور است: خواه باده‌ای باشد که حواس ظاهری را مست کند، خواه "میِ رحمانی" باشد که جان را به وجد آورد و مستیِ حقیقی بخشد. مولانا تأکید می‌کند که: «فهم تو چون بادهٔ شیطان بود کی تو را وهم می رحمان بود»

اگر فهم ما فقط به بادهٔ شیطانی محدود شود، هرگز به میِ رحمانی راه نمی‌یابیم. عارفان کلمهٔ "می" را به کار می‌برند، اما "پیش عارف کی بود معدوم شی؟" یعنی چیزی که معدوم است، نمی‌تواند سوژهٔ سخن عارف باشد؛ پس منظور از "می" نزد عارفان، چیزی فراتر از این بادهٔ خاکی است.

نکتهٔ دیگر، رابطهٔ متقابل میان "مطرب" و "شراب" است. این دو "انبازند"، یعنی شریک‌اند. گاهی مطرب است که انسان را به سوی میخانه و شراب می‌کشاند و گاهی مستیِ خود شراب است که طالب را به سوی مطرب سوق می‌دهد. همان‌طور که: «پرخماران از دم مطرب چرند مطربانشان سوی میخانه برند»

این یعنی مسیر وصول به حق می‌تواند دو طرفه باشد: گاهی تجربهٔ درونی مستی، شما را به سوی راهنما (مطرب حق) می‌کشاند تا آن مستی تعمیق یابد؛ و گاهی حضور و کلام یک راهنما (مطرب) است که جان را به مستی و درک حق می‌رساند. هر دو راه، راه رسیدن است، اما "این بدان و آن بدین آرد شتاب". هر کسی از هر راهی که شروع کند، اگر صادق باشد، سرانجام به همان مقصد نهایی، یعنی حقیقت می‌رسد.

در نهایت، مولانا این ویژگی دوگانه را به مثنوی خود نیز سرایت می‌دهد و آن را با قرآن مقایسه می‌کند: "پس ز نقش لفظ‌های مثنوی / صورتی زال است و هادی معنوی". این یعنی، الفاظ و صور ظاهری مثنوی نیز ممکن است برای برخی گمراه‌کننده ("زال" به معنای مضل) باشند، در حالی که برای جویندگان باطن، هدایتگرند. این درست همانند قرآن است که "یُضلُّ به کثیراً و یهدی به کثیراً". پس، برای بهره‌برداری از مثنوی و هر کلام حقی، باید از "دیدهٔ تن" فراتر رفت و با "دیدهٔ جان" نگریست.

نکات کلیدی

  • مستی می‌تواند هم از شراب جسمانی باشد و هم از "شراب حق"؛ و هر یک مطرب خاص خود را دارد.
  • اشتراک لفظی (شباهت ظاهری کلمات) یکی از بزرگترین "راهزنان" ادراک است که می‌تواند موجب گمراهی شود.
  • برای فهم حقایق، باید از ظاهر (مثل کالبد کوزه‌ها یا الفاظ) فراتر رفت و به باطن و معنای درونی نگریست.
  • رابطهٔ میان راهنما (مطرب) و جوینده (مست) دوطرفه است: گاه مستی به سوی مطرب می‌کشد و گاه مطرب به سوی مستی می‌برد.
  • کلام الهی و نیز مثنوی، هم می‌تواند هدایتگر باشد و هم مضل، بسته به ظرفیت و حال درونی شنونده یا خواننده.

Sources: d6-s15 · 00:23:32 d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:37:07

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。