閱讀 卷 6 酩酊大醉的突厥埃米爾清晨懇求樂師,並解釋這段聖訓:真主為他的聖徒們準備了一種飲品,他們飲下後會酩酊大醉,酩酊大醉後會心曠神怡,直到聖訓結尾。酒在秘密的酒甕中沸騰;直到每個單身的人都從中暢飲。真主說:義人們將會飲用這種酒。你喝的酒是禁酒,我們不喝除了合法之外的酒。「努力吧,直到你從無到有,從真主之酒中酩酊大醉」 詩聯 663

M6:663 — بعد از آن این دو به بیهوشی روند / والد و مولود آن‌جا یک شوند

بعد از آن این دو به بیهوشی روندوالد و مولود آن‌جا یک شوند
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:663

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس از آن، این دو به حال بیهوشی می‌روند، و در آن حال، پدر و فرزند (یا علت و معلول) یکی می‌شوند. معنا: این بیت بیانگر اوج تجربهٔ عرفانی است که در آن تمایزات دوگانه، از جمله علت و معلول، در حالتی از بی‌خودی و اتحاد محو می‌گردند.

شرح

این بیت، پرده از حقیقتی عمیق و یکی از قله‌های معرفتی مثنوی برمی‌دارد: لحظهٔ اتحاد کامل و محو شدن دوگانگی‌ها در تجربهٔ عرفانی. «بعد از آن این دو به بیهوشی روند»، این «بعد از آن» بسیار کلیدی است؛ یعنی پس از آنکه مطرب و شراب، یا به تعبیر دیگر، راهبر معنوی و بادهٔ الهی، آنچنان اثر خود را گذاشتند که ذهن از تمایزات عادی فراتر رفت. این «بیهوشی» نه از سنخ بی‌حالی یا عدم درک، که عینِ هوشیاریِ بالاتر است؛ هوشیاری‌ای که در آن، کثرت به وحدت بازمی‌گردد و صورت‌ها محو می‌شوند. این همان «محو» است که مولانا بارها بر آن تأکید کرده، نه «نحو» (دستور زبان) که به تفصیل و تمایز می‌پردازد، بلکه «محو» که به محو شدن و فنا دلالت دارد.

«والد و مولود آن‌جا یک شوند». این اوج بیان فلسفی و عرفانی مولاناست. «والد» و «مولود» را می‌توان به پدر و فرزند، یا به بیانی عمیق‌تر، به علت و معلول تفسیر کرد. در این حالت بی‌خودی و اتحاد، دیگر تمایزی میان آنکه می‌آفریند و آنکه آفریده می‌شود، یا آنکه ساقی است و آنکه باده می‌نوشد، باقی نمی‌ماند. تمام ریشه‌ها و شاخه‌ها، مبادی و نتائج، در هم فرومی‌روند و یکی می‌شوند. این همان «وحدت» است که در آن، نه تنها دو چیز به هم می‌پیوندند، بلکه خودِ مفهومِ دوگانگی نیز از میان برمی‌خیزد. این یکی شدن، نتیجهٔ آن غایت قربی است که در آن، حتی حجابِ اشتباه نیز برداشته می‌شود. چنان که مولانا در ادامه می‌گوید: «غایة القرب حجاب الاشتباه». یعنی شدت نزدیکی، خود حجابی می‌شود که تمایز را دشوار می‌کند، اما در این قلهٔ عرفانی، این دشواری به محو تمایز می‌انجامد. دیگر جای سخن از «این» و «آن» نیست؛ چرا که «هر دو» دیگر نیستند، «یک» شده‌اند.

من بارها گفته‌ام که مولانا به ما می‌آموزد که عالم، سراسر آیینهٔ وحدت است، اگر چشممان «جان‌بین» باشد و نه «تن‌بین». اینجا، این وحدت آنچنان ژرف می‌شود که حتی تضادهای بنیادین زندگی، مانند «شادی و درد»، نیز در آشتی‌ای عظیم فرو می‌روند: «چون که کردند آشتی شادی و درد». این نه نفیِ شادی یا درد است، بلکه فرارفتن از تقسیم‌بندی آنهاست؛ رسیدن به مقامی که حتی این دو قطبِ متضادِ تجربهٔ انسانی نیز در یک حقیقت واحد و متعالی جذب می‌شوند. در این ساحت، مطربان نیز به خواب نمی‌روند، بلکه «مطربان را ترک ما بیدار کرد»؛ یعنی این تجربهٔ یگانه و شورانگیز، نه تنها عارف را به بی‌خودی می‌برد، بلکه خودِ راهبرانِ معنوی را نیز از خامی می‌رهاند و به ادراک ژرف‌تری می‌رساند. این، نهایتِ وصول است که مثنوی وعده می‌دهد.

نکات کلیدی

  • بیهوشی در عرفان مولانا، حالتی از هوشیاری متعالی است که در آن تمایزات ذهنی فرو می‌ریزد.
  • وحدت «والد و مولود» اشاره به محو شدن مرزهای علت و معلول و خالق و مخلوق در تجربهٔ یگانگی دارد.
  • غایت قرب الهی به جایی می‌رسد که تمایزات ظاهری (اشتراک لفظ) جای خود را به وحدت باطنی (وحدت معنا) می‌دهد.
  • در این مقام عرفانی، حتی تضادهای بنیادین زندگی چون «شادی» و «درد» به آشتی و یکپارچگی می‌رسند.
  • این اتحاد، نتیجهٔ تأثیر عمیق راهبر معنوی (مطرب) و بادهٔ الهی (شراب) بر سالک است.
  • «بیهوشی» در این بستر، نشانه‌ای از «محو» و فنا در ذات حق است، نه غیبت و عدم آگاهی.

Sources: d6-s15 · 00:27:24 d6-s15 · 00:45:41 d6-s15 · 00:51:28

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。