閱讀 卷 6 解釋聖訓:在你們死去之前死去。我的朋友啊,如果你渴望生命,請在死亡之前死去,因為伊德里斯(願主平安之)就是通過這種死亡,比我們更早進入天堂的 詩聯 752

M6:752 — زو قیامت را همی‌پرسیده‌اند / ای قیامت تا قیامت راه چند

زو قیامت را همی‌پرسیده‌اندای قیامت تا قیامت راه چند
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:752

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از او دربارهٔ قیامت همی‌پرسیدند، که ای خودِ قیامت، تا قیامت چقدر راه است؟ معنا: مردم از پیامبر دربارهٔ زمان وقوع قیامت می‌پرسیدند، در حالی که او خود воплоت‌یافتهٔ قیامت و رستاخیز بود.

شرح

در این بیت شورانگیز، مولانا به فهم رایج و عامیانه از «قیامت» که آن را واقعه‌ای صرفاً زمانی و بیرونی می‌داند، می‌تازد. به نظر من، این یکی از عمیق‌ترین بصیرت‌های مثنوی است: قیامت چیزی نیست که قرار است در آینده‌ای دور از راه برسد؛ بلکه واقعه‌ای است درونی و حالتی است که در وجود اولیای حق و خصوصاً شخص پیامبر اکرم (ص) متحقق شده است. به همین دلیل، مولانا با قدرت و قطعیت می‌گوید:

«محمد صد قیامت بود نقد، زانکه حل شد در فنای حل و عقد. زادهٔ ثانی است احمد در جهان، صد قیامت بود او اندر عیان.»

او خود، صد قیامت نقد و حاضر بود. یعنی، رستاخیزِ مردگان، بیدار کردن خفتگان و احیای تاریخ و جان‌ها، در وجود ایشان جاری بود. پس وقتی مردم از او می‌پرسیدند: «قیامت کیه؟» یا «تا قیامت راه چند؟»، سؤال‌شان از اساس خطاست؛ زیرا از خودِ قیامت می‌پرسیدند که تا قیامت چقدر راه است! این، مانند آن است که کسی از دریا بپرسد «آب کجاست؟» یا از خورشید بپرسد «نور کی می‌آید؟»

پاسخ پیامبر (ص) به زبان حال، این بود که: «ز محشر حشر را پرسد کسی؟» چگونه ممکن است کسی از خودِ محشر، از زمان وقوع محشر بپرسد؟ من قیامتم، به من بنگرید، قیامت را ببینید. من همانم که مردگان را زنده می‌کنم و جان‌های خفته را بیدار. این همان «تولد ثانی» است که صوفیه از آن سخن می‌گویند: «موتوا قبل أن تموتوا»؛ بمیرید پیش از آنکه بمیرید. یعنی، مرگی ارادی و نه طبیعی، که منجر به حیاتی تازه و رستاخیزی درونی می‌شود. این مرگ و تولد مکرر در طبیعت، در قالب خزان و بهار نیز دائماً در مقابل چشمان ماست تا ماهیت قیامت را برایمان مکشوف کند، اما مولانا این مثال طبیعی را به سطح وجود انسانی می‌آورد.

این بینش منحصر به پیامبر نیست؛ اولیای الهی نیز به تعبیر مولانا، «درونشان صد قیامت نقد هست». آنان خود، مثال‌های زندهٔ قیامت‌اند. کمترینِ معجزه‌شان (معجزات خفی) این است که هرکس کنارشان بنشیند، گرمای وجودشان و نور قیامت درونشان او را فرامی‌گیرد. آنان همچون کوره‌ای داغ‌اند که اطرافیانشان را گرم می‌کنند. تأثیرگذاری و تحول‌آفرینی وجودی این عارفان، خود نوعی رستاخیز است؛ نه کرامات پر زرق و برق و آشکار. بنابراین، قیامت یک امر موکول به آینده نیست؛ بلکه آنی و در همین‌جاست، در دل‌های بیدار و در وجود پیشوایان طریقت.

نکات کلیدی

  • قیامت، در نگاه مولانا، یک واقعهٔ درونی و تحول‌بخش است، نه صرفاً یک رویداد بیرونی و زمانی در پایان جهان.
  • پیامبر اکرم و اولیای الهی خود تجسم زنده‌ی قیامت و رستاخیزند؛ آنان در وجود خود، صد قیامت نقد دارند.
  • پرسش از «کی؟» و «چقدر راه است؟» دربارهٔ قیامت، نشان از درک ناقص از ماهیت حقیقی آن دارد، زیرا از خودِ قیامت نمی‌توان دربارهٔ زمان وقوعش پرسید.
  • مفهوم «مرگ ارادی» (موتوا قبل ان تموتوا) مسیر تجربه این قیامت نقد و تولد ثانی را هموار می‌کند.
  • تأثیر تحول‌آفرین و روشنگرانهٔ اولیای حق بر اطرافیانشان، نوعی «معجزهٔ خفی» و رستاخیز مداوم است.

Sources: d6-s17 · 00:50:43 d6-s17 · 00:52:30 d6-s17 · 00:54:48 d6-s26 · 00:41:26

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。