閱讀 卷 6 解釋聖訓:在你們死去之前死去。我的朋友啊,如果你渴望生命,請在死亡之前死去,因為伊德里斯(願主平安之)就是通過這種死亡,比我們更早進入天堂的 詩聯 753

M6:753 — با زبان حال می‌گفتی بسی / که ز محشر حشر را پرسد کسی

با زبان حال می‌گفتی بسیکه ز محشر حشر را پرسد کسی
✦ 以your language呈現此詩聯

M6:753

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با زبان حال و هستیِ خود بسیار می‌گفتی: «آیا کسی از قیامت، خودِ محشر را می‌پرسد؟» معنا: این بیت بیان می‌کند که پیامبر اکرم با زبان حال و وجود خود، به کسانی که از زمان وقوع قیامت می‌پرسیدند، پاسخ می‌داد که قیامت امری درونی و حاضر است که در وجود خود ایشان متجلی شده است.

شرح

من بارها گفته‌ام که مولانا نگاهی بی‌زمان به حقیقت دارد و این بیت یکی از گواهان روشن این مدعاست. اینجا سخن از قیامت است، اما نه آن قیامت موعودی که در انتهای تاریخ فرامی‌رسد و عوالم را زیر و زبر می‌کند. نه، سخن از قیامی است که اکنون و اینجا، در وجود یک انسان کامل، برپا شده است.

مردم می‌آمدند و از پیامبر می‌پرسیدند: «تا قیامت راه چند؟» گویی قیامت امری است که در زمان واقع می‌شود و فواصل و مسافت‌های زمانی دارد. این پرسشی عامیانه از امری است که ماهیتش متفاوت است. پرسش‌کنندگان در پی نشانه‌ای از آینده‌اند، در حالی که نشانه در پیش رویشان، در وجود خود پیامبر، متجلی است.

پاسخ پیامبر، «با زبان حال» ادا می‌شود. او سخنی نمی‌گوید، اما وجودش، نفسش، حضورش، خود یک پاسخ تمام‌عیار است. تعجب و استفهام انکاری که در کلامش پنهان است، همین را می‌رساند: «آیا کسی از قیامت، خودِ محشر را می‌پرسد؟» یعنی، من خود محشرم، خود قیامتم. به من بنگرید، قیامت را خواهید دید. من زنده‌کننده مردگانم، بیدارکننده خفتگان تاریخ و انسان‌ها.

این معنا با تعبیر «محمد صد قیامت بود نقد» کاملاً گره خورده است. پیامبر نه تنها خبر از قیامت می‌آورد، بلکه تجسم عینی آن است؛ یک قیامت نقدی و بی‌واسطه. این رستاخیز، رستاخیز معرفت است، رستاخیز روح و جان.

اینجاست که سخن صوفیانه «موتوا قبل أن تموتوا» (بمیرید پیش از آنکه بمیرید) به میان می‌آید. پیامبر و اولیای حق، با مرگ ارادی و انتخاب‌شده، پیش از مرگ طبیعی، از این عالم رخت برمی‌بندند و به سوی عالمی دیگر پر می‌کشند. از آنجا، «این سیت و صوت»، یعنی این آواز و آگاهی و این وحی و آموزه‌ها را به ارمغان می‌آورند. این موت ارادی، تولد ثانی را در پی دارد و کسی که چنین تولدی را تجربه کند، خود یک قیامت مجسم می‌شود.

مولانا این حقیقت را تنها به پیامبر محدود نمی‌کند. او همین تعبیر را در مورد اولیای الهی نیز به کار می‌برد و می‌گوید: «درونشان صد قیامت نقد هست». این اولیا، کورهٔ داغی هستند که هر که کنارشان بنشیند، گرم می‌شود. کرامات و معجزات پنهانشان، نه در شکافتن دریا و زنده کردن مرده، که در بیدار کردن جان‌های خفته و برپا کردن رستاخیز در دل‌های مستعد است. این‌ها خود «محشر»ند و پرسیدن از «حشر» از ایشان، عین نادانی است. قیامت، یک پدیدهٔ کاملاً درونی و تحولی است که در هر لحظه می‌تواند در جان آدمیان رخ دهد، و پیامبر و اولیا، جلوه‌های زنده و نقد این تحولند.

نکات کلیدی

  • قیامت امری درونی و حاضر است که در وجود انسان کامل متجلی می‌شود، نه فقط رویدادی آینده و زمانی.
  • پاسخ پیامبر به پرسش از قیامت، «با زبان حال» اوست؛ یعنی وجود و هستی‌اش خود پاسخ است، نه کلامی.
  • مفهوم «محمد صد قیامت بود نقد» به این معناست که پیامبر تجسم عین رستاخیز معرفت و روح بود.
  • اصل صوفیانه «بمیرید پیش از آنکه بمیرید» راهی برای تجربهٔ قیامت درونی و تولد ثانی است.
  • اولیای الهی نیز می‌توانند «صد قیامت نقد» را در درون خود داشته باشند و بیدارکنندهٔ جان‌های خفته باشند.

Sources: d6-s17 · 00:50:43 d6-s17 · 00:52:30 d6-s17 · 00:54:48 d6-s17 · 00:56:41 d6-s26 · 00:41:26

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。