閱讀› 卷 6› 將浪費生命,在臨終時才開始懺悔和祈求寬恕的粗心人,比作每年阿舒拉日,阿勒頗的什葉派在安條克門為此舉行哀悼會。一位外地詩人旅行歸來,問:這哀嚎是何種哀悼?› 詩聯 790
M6:790 — روز عاشورا نمیدانی که هست / ماتم جانی که از قرنی بهست
M6:790
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
این بیت، پاسخ تند یکی از عزاداران به شاعر غریبه است که از او میپرسد: مگر نمیدانی امروز عاشوراست و ما برای شخصیتی سوگواری میکنیم که ارزش وجودیاش از یک نسل یا حتی یک قرن بیشتر است؟
این بیت در بطن داستانی قرار دارد که مولانا برای نقد عزاداریهای سطحی و ظاهری شیعیان حلب در زمان خود نقل میکند. شاعری غریب و ناآگاه به شهر حلب میرسد و با دیدن شیون و زاری مردم در روز عاشورا، گمان میکند که بزرگ یا امیری از شهر درگذشته است. او با این تصور که میتواند از این فرصت برای کسب درآمد استفاده کند، جلو میرود و میپرسد چه کسی مرده تا برایش مرثیهای بسراید و پولی بگیرد.
پاسخ تند یکی از عزاداران که در این بیت آمده است، جهل شاعر را به رخش میکشد. او با لحنی سرزنشآمیز میگوید: «آیا تو نمیدانی که امروز عاشوراست؟» این پرسش، صرفاً برای اطلاعرسانی نیست، بلکه نشاندهندۀ شگفتی از این است که کسی میتواند از چنین واقعهٔ عظیمی بیخبر باشد.
مصراع دوم، «ماتم جانی که از قرنی بهست»، عظمت شخصیت امام حسین (ع) را بیان میکند. مولانا از زبان آن مرد میگوید که این سوگواری برای یک فرد عادی نیست، بلکه برای «جانی» است که ارزش او از یک «قرن» (که میتواند به معنای یکصد سال، یک نسل کامل، یا مردم یک دوران باشد) والاتر است. این تعبیر نشان میدهد که فقدان او، ضایعهای فراتر از مرگ یک انسان و معادل از دست رفتن برکت و حقیقت یک دوران است. در واقع، این بیت تقابلی است میان نگاه کاسبکارانه و مادی شاعر و نگاه معنوی و ارزشی عزاداران به امام حسین (ع).
- ماتم
- سوگواری، عزا
- قرنی
- یک قرن، یک نسل، مردم یک دوران
- بهست
- بهتر است (شکل کهن)
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。