沙姆斯集 抒情詩 1288 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۸۸

  1. اگر چه کره گردون حرون و تند نمود به دست عشق وی آمد شکال و افسارش

G1288:5

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چو رو نمود به منصور وصل دلدارش·روا بود که رساند به اصل دل دارش
  2. 2 من از قباش ربودم یکی کلهواری·بسوخت عقل و سر و پایم از کلهوارش
  3. 3 شکستم از سر دیوار باغ او خاری·چه خارخار و طلب در دلست از آن خارش
  4. 4 چو شیرگیر شد این دل یکی سحر ز میش·سزد که زخم کشد از فراق سگسارش
  5. 5 اگر چه کره گردون حرون و تند نمود·به دست عشق وی آمد شکال و افسارش
  6. 6 اگر چه صاحب صدرست عقل و بس دانا·به جام عشق گرو شد ردا و دستارش
  7. 7 بسا دلا که به زنهار آمد از عشقش·کشان کشان بکشیدش نداد زنهارش
  8. 8 به روز سرد یکی پوستین بد اندر جو·به عور گفتم درجه به جو برون آرش
  9. 9 نه پوستین بود آن خرس بود اندر جو·فتاده بود همی‌برد آب جوبارش
  10. 10 درآمد او به طمع تا به پوست خرس رسید·به دست خرس بکرد آن طمع گرفتارش
  11. 11 بگفتمش که رها کن تو پوستین بازآ·چه دور و دیر بماندی به رنج و پیکارش
  12. 12 بگفت رو که مرا پوستین چنان بگرفت·که نیست امید رهایی ز چنگ جبارش
  13. 13 هزار غوطه مرا می‌دهد به هر ساعت·خلاص نیست از آن چنگ عاشق افشارش
  14. 14 خمش بس است حکایت اشارتی بس کن·چه حاجتست بر عقل طول طومارش

ganjoor: sh1288 · public domain