沙姆斯集 抒情詩 1290 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۹۰

  1. سرد شد نعمت جهان بر دل پیش حسن ولی انعامش

G1290:8

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 مست گشتم ز ذوق دشنامش·یا رب آن می به‌ است یا جامش
  2. 2 طرب افزاترست از باده·آن سقط‌های تلخ آشامش
  3. 3 بهر دانه نمی‌روم سوی دام·بلک از عشق محنت دامش
  4. 4 آن مهی که نه شرقی و غربی‌ست·نور بخشد شبش چو ایامش
  5. 5 خاک آدم پر از عقیق چراست‌؟·تا به معدن کشد به ناکامش
  6. 6 گوهر چشم و دل رسول حقست·حلقه گوش ساز پیغامش
  7. 7 تن از آن سر چو جام جان نوشد·هم از آن سر بود سرانجامش
  8. 8 سرد شد نعمت جهان بر دل·پیش حسن ولی انعامش
  9. 9 شیخ هندو به خانقاه آمد·نی تو ترکی درافکن از بامش
  10. 10 کم او گیر و جمله هندوستان·خاص او را بریز بر عامش
  11. 11 طالع هند خود زحل آمد·گرچه بالاست نحس شد نامش
  12. 12 رفت بالا نرست از نحسی·می بد را چه سود از جامش
  13. 13 بد هندو نمودم آینه‌ام·حسد و کینه نیست اعلامش
  14. 14 نفس هندوست و خانقه دل من·از برون نیست جنگ و آرامش
  15. 15 بس که اصل سخن دو رو دارد·یک سپید و دگر سیه فامش

ganjoor: sh1290 · public domain