沙姆斯集› 抒情詩 1290› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۹۰
- شیخ هندو به خانقاه آمد نی تو ترکی درافکن از بامش
G1290:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 مست گشتم ز ذوق دشنامش·یا رب آن می به است یا جامش
- 2 طرب افزاترست از باده·آن سقطهای تلخ آشامش
- 3 بهر دانه نمیروم سوی دام·بلک از عشق محنت دامش
- 4 آن مهی که نه شرقی و غربیست·نور بخشد شبش چو ایامش
- 5 خاک آدم پر از عقیق چراست؟·تا به معدن کشد به ناکامش
- 6 گوهر چشم و دل رسول حقست·حلقه گوش ساز پیغامش
- 7 تن از آن سر چو جام جان نوشد·هم از آن سر بود سرانجامش
- 8 سرد شد نعمت جهان بر دل·پیش حسن ولی انعامش
- 9 شیخ هندو به خانقاه آمد·نی تو ترکی درافکن از بامش
- 10 کم او گیر و جمله هندوستان·خاص او را بریز بر عامش
- 11 طالع هند خود زحل آمد·گرچه بالاست نحس شد نامش
- 12 رفت بالا نرست از نحسی·می بد را چه سود از جامش
- 13 بد هندو نمودم آینهام·حسد و کینه نیست اعلامش
- 14 نفس هندوست و خانقه دل من·از برون نیست جنگ و آرامش
- 15 بس که اصل سخن دو رو دارد·یک سپید و دگر سیه فامش
ganjoor: sh1290 · public domain