沙姆斯集 抒情詩 1342 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۴۲

  1. عجایب بیشه‌ای آمد دل ای جان که تو میر شکاری اندر این دل

G1342:7

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 چه کارستان که داری اندر این دل·چه بت‌ها می‌نگاری اندر این دل
  2. 2 بهار آمد زمان کشت آمد·کی داند تا چه کاری اندر این دل
  3. 3 حجاب عزت ار بستی ز بیرون·به غایت آشکاری اندر این دل
  4. 4 در آب و گل فروشد پای طالب·سرش را می‌بخاری اندر این دل
  5. 5 دل از افلاک اگر افزون نبودی·نکردی مه سواری اندر این دل
  6. 6 اگر دل نیستی شهر معظم·نکردی شهریاری اندر این دل
  7. 7 عجایب بیشه‌ای آمد دل ای جان·که تو میر شکاری اندر این دل
  8. 8 ز بحر دل هزاران موج خیزد·چو جوهرها بیاری اندر این دل
  9. 9 خمش کردم که در فکرت نگنجد·چو وصف دل شماری اندر این دل

ganjoor: sh1342 · public domain