沙姆斯集 抒情詩 1470 詩節 1 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۷۰

  1. جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم آن روز سیه بادا کو را بنمی‌جویم

G1470:1

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم·آن روز سیه بادا کو را بنمی‌جویم
  2. 2 یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردا·من بر در دل باشم او آید در کویم
  3. 3 گفتم صنم مه رو گه گاه مرا می‌جو·کز درد به خون دل رخساره همی‌شویم
  4. 4 گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تو·یا رب که چنین بهتان می گوید در رویم
  5. 5 یک روز غزل گویان والله سپارم جان·زیرا که چو مو شد جان از بس که همی‌مویم

ganjoor: sh1470 · public domain