沙姆斯集› 抒情詩 1537› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۵۳۷
- وگر چون گرگ ما را می درانند چه چاره چون به حکم آن شبانیم
G1537:8
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 چرا شاید چو ما شه زادگانیم·که جز صورت ز یک دیگر ندانیم
- 2 چو مرغ خانه تا کی دانه چینیم·چه شد دریا چو ما مرغابیانیم
- 3 برو ای مرغ خانه تو چه دانی·که ما مرغان در آن دریا چه سانیم
- 4 مزن بر عاشقان عشق تشنیع·تو را چه کاین چنینیم و چنانیم
- 5 چنینیم و چنان و هر چه هستیم·اسیر دام عشق بیامانیم
- 6 چرا از جهل بر ما می دوانی·نه گردون را چنین ما می دوانیم
- 7 عجب نبود اگر ما را بخایند·که آتش دیده و پخته چو نانیم
- 8 وگر چون گرگ ما را می درانند·چه چاره چون به حکم آن شبانیم
- 9 چو چرخ اندر زبانها اوفتادیم·چو چرخ بیگناه و بیزبانیم
- 10 حریف کهرباییم ار چو کاهیم·نه در زندان چو کاه کاهدانیم
- 11 نتاند باد کاه ما ربودن·که ما زان کهربا اندر امانیم
- 12 تو را باد و دم شهوت رباید·نه ما که کهربای عقل و جانیم
- 13 خمش کن کاه و کوه و کهربا چیست·که آنچ از فهم بیرون است آنیم
ganjoor: sh1537 · public domain