沙姆斯集› 抒情詩 1691› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۹۱
- از خود برآمدم من در عشق عزم کردم تا همچو خود جهان را من از جهان برآرم
G1691:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم·گفتار دو جهان را از یک دهان برآرم
- 2 از خود برآمدم من در عشق عزم کردم·تا همچو خود جهان را من از جهان برآرم
- 3 زنار نفس بد را من چون گلوش بستم·از گفت وارهم من چون یک فغان برآرم
- 4 والله کشانم او را چندان به گرد گردون·کز جان دودرنگش آتش عیان برآرم
- 5 ای بس عروس جان را روبند تن ربایم·وز عشق سرکشان را از خان و مان برآرم
- 6 این جمله جانها را در عشق چنگ سازم·وز چنگ بیزبان من سیصد زبان برآرم
- 7 پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی·کز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم
ganjoor: sh1691 · public domain