沙姆斯集 抒情詩 1691 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۹۱

  1. زنار نفس بد را من چون گلوش بستم از گفت وارهم من چون یک فغان برآرم

G1691:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم·گفتار دو جهان را از یک دهان برآرم
  2. 2 از خود برآمدم من در عشق عزم کردم·تا همچو خود جهان را من از جهان برآرم
  3. 3 زنار نفس بد را من چون گلوش بستم·از گفت وارهم من چون یک فغان برآرم
  4. 4 والله کشانم او را چندان به گرد گردون·کز جان دودرنگش آتش عیان برآرم
  5. 5 ای بس عروس جان را روبند تن ربایم·وز عشق سرکشان را از خان و مان برآرم
  6. 6 این جمله جان‌ها را در عشق چنگ سازم·وز چنگ بی‌زبان من سیصد زبان برآرم
  7. 7 پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی·کز عشق زه برآید چون آن کمان برآرم

ganjoor: sh1691 · public domain