沙姆斯集› 抒情詩 1939› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۳۹
- خرمن گل بود و شد از مرگ شاخ زعفران صد گلستان بیش ارزد زعفران عاشقان
G1939:9
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان·سوی عنقا می کشاند استخوان عاشقان
- 2 ای دریغا چشم بودی تا بدیدی در هوا·تا روان دیدی روان گشته روان عاشقان
- 3 اشتران سربریده پای بالا می نهند·اشتر باسر مجو در کاروان عاشقان
- 4 آن جنازه برپریدی گر نگفتی غیرتش·بی نشان رو بینشان رو بینشان عاشقان
- 5 چون به گورستان درآید استخوان عاشقی·صد نواله پیچد از وی میرخوان عاشقان
- 6 ذره ذره دف زدی و کف زدی در عرس او·گر روا بودی شدن پیدا نهان عاشقان
- 7 چون تن عاشق درآید همچو گنجی در زمین·صد دریچه برگشاید آسمان عاشقان
- 8 در کفن پیچید بینید ای عزیزان کوه قاف·چشم بند است این عجب یا امتحان عاشقان
- 9 خرمن گل بود و شد از مرگ شاخ زعفران·صد گلستان بیش ارزد زعفران عاشقان
- 10 ای رسول غیرت مردان دهانم را مگیر·تا دو سه نکته بگویم از زبان عاشقان
ganjoor: sh1939 · public domain