沙姆斯集› 抒情詩 2103› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۰۳
- آن نباشد مرا چو در عشقت خوگرم من به خویش دزدیدن
G2103:2
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 گرچه اندر فغان و نالیدن·اندکی هست خویشتن دیدن
- 2 آن نباشد مرا چو در عشقت·خوگرم من به خویش دزدیدن
- 3 به خدا و به پاکی ذاتش·پاکم از خویشتن پسندیدن
- 4 دیده کی از رخ تو برگردد·به که آید به وقت گردیدن
- 5 در چنین دولت و چنین میدان·ننگ باشد ز مرگ لنگیدن
- 6 عاشقان تو را مسلم شد·بر همه مرگها بخندیدن
- 7 فرعهای درخت لرزانند·اصل را نیست خوف لرزیدن
- 8 باغبانان عشق را باشد·از دل خویش میوه برچیدن
- 9 جان عاشق نوالهها میپیچ·در مکافات رنج پیچیدن
- 10 زهد و دانش بورز ای خواجه·نتوان عشق را بورزیدن
- 11 پیش از این گفت شمس تبریزی·لیک کو گوش بهر بشنیدن
ganjoor: sh2103 · public domain