沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸۳
- تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
G2483:1
您的語言
祢使我的口舌苦澀,卻將蔗糖賜予他人;祢不潤澤我的田地,卻將流水給了此人彼人。
詩人直接對愛人說話,控訴祂不公平的對待:把痛苦留給自己,卻把喜悅和滋養給了別人。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
此詩篇以戀人對至愛者(神)充滿激情與矛盾的直接控訴開場。詩人運用了鮮明而感性的對比:祢讓「我」的口舌充滿苦澀,卻將甜美的蔗糖(قند)賜予「他人」;祢任由「我」的心田乾涸,卻將生命之水慷慨地給了「此人彼人」。這不僅是抱怨,更是一種深層的蘇菲式親密關係的表達——這種看似不公的待遇,本身就是一種特殊的關注。詩句中的「苦澀」與「乾涸」象徵著靈性上的剝奪與渴望,而「蔗糖」與「水」則代表神的恩典與知識。這首對句為整首詩定下了基調:一種在神聖的恩寵與考驗之間擺盪的動態關係,為第二聯(beyt 2)中更直接的情感宣洩——「祢是我的生命,我的春天,卻讓我的花園枯萎」——鋪平了道路。
這對句的結構,透過「祢……給予」(دهی)這個重複的動詞,強化了對象(祢,即神)的主動性與詩人自身的被動承受。這種直接的第二人稱خاطب(خِطاب)形式,是魯米抒情詩的核心,將抽象的神學概念轉化為一段充滿張力的個人對話。詩人並非在質疑神的存在或慷慨,而是在質問神恩典的分配方式,這種看似悖逆的姿態,實則源於一種極致的依賴與愛。他感受到的被遺棄,反而更深刻地突顯了他對神同在的無盡渴求。這種在被拒絕中感受到的連結,正是蘇菲神秘主義中「愛的悖論」的完美體現,為後續詩節中關於考驗(امتحان, beyt 3)與無常(گه چنین... گه چنان, beyt 10)的主題埋下了伏筆。
قند蔗糖、冰糖。在蘇菲詩歌中,常用來比喻神的恩典、甜蜜的靈性體驗或令人愉悅的真理。نم濕氣、水分。此處指維持生命或靈性成長所需的最低限度的滋養。کشت耕地、田地、莊稼。此處比喻詩人的心靈或靈性狀態,需要神的恩典來灌溉。
全詩 ↗
- 1 تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی·نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
- 2 جان منی و یار من دولت پایدار من·باغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی
- 3 یا جهت ستیز من یا جهت گریز من·وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی
- 4 عود که جود میکند بهر تو دود میکند·شیر سجود میکند چون به سگ استخوان دهی
- 5 برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من·پای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی
- 6 عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو·چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی
- 7 در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری·خسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی
- 8 جمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهی·لقمه کند دو کون را آنک تواش دهان دهی
- 9 گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را·با تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی
- 10 گه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهی·یک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی
- 11 مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین·زنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی
ganjoor: sh2483 · public domain