沙姆斯集› 抒情詩 2483› 詩節 11 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۸۳

  1. مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین زنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی

G2483:11

您的語言

太陽與木星的榮光,在大不里士的夏姆斯丁;若祢讓月亮與之交輝,月之心便得以復生。
詩人將這首詩獻給他的精神導師夏姆斯丁,讚美他如同天體般光輝,並說若能與他連結(如同月亮與吉星交會),自己的心靈(月亮)便能重獲新生。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

مفخر驕傲、榮耀的源泉。مشتری木星,在占星學中被視為最大的吉星,象徵幸運與慷慨。شمس دین夏姆斯丁(Shams-e Din),意為「信仰的太陽」,是魯米的精神導師夏姆斯·大不里士的全名。قمر月亮,在詩中常象徵戀人、追隨者或詩人本人,其光芒來自太陽(愛人)。قران(天體)合相、交會。在占星學中指兩顆行星在黃道上處於相同位置,通常被視為一個重要的時刻。

全詩 ↗

  1. 1 تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی·نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی
  2. 2 جان منی و یار من دولت پایدار من·باغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی
  3. 3 یا جهت ستیز من یا جهت گریز من·وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی
  4. 4 عود که جود می‌کند بهر تو دود می‌کند·شیر سجود می‌کند چون به سگ استخوان دهی
  5. 5 برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من·پای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی
  6. 6 عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو·چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی
  7. 7 در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری·خسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی
  8. 8 جمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهی·لقمه کند دو کون را آنک تواش دهان دهی
  9. 9 گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را·با تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی
  10. 10 گه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهی·یک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی
  11. 11 مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین·زنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی

ganjoor: sh2483 · public domain