沙姆斯集 抒情詩 373 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۷۳

  1. تن از تو همی‌کند کرانه جان بگرفته است در میانت

G373:3

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 گر می‌نکند لبم بیانت·سر می‌گوید به گوش جانت
  2. 2 گر لب ز سلام تو خموش است·بس هم سخن است با نهانت
  3. 3 تن از تو همی‌کند کرانه·جان بگرفته است در میانت
  4. 4 صورت اگرت چو تیر انداخت·جانش بکشید چون کمانت
  5. 5 هرچ از تو نهان کند بگوید·در گوش ضمیر رازدانت
  6. 6 این دم اگر از میان برونی·بازآرد دل کمرکشانت
  7. 7 در باطن کرده خاص خاصت·در ظاهر کرده امتحانت
  8. 8 خامش که چو در تو این غم انداخت·بس باشد این کشش نشانت

ganjoor: sh373 · public domain