沙姆斯集› 抒情詩 373› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۳۷۳
- این دم اگر از میان برونی بازآرد دل کمرکشانت
G373:6
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 گر مینکند لبم بیانت·سر میگوید به گوش جانت
- 2 گر لب ز سلام تو خموش است·بس هم سخن است با نهانت
- 3 تن از تو همیکند کرانه·جان بگرفته است در میانت
- 4 صورت اگرت چو تیر انداخت·جانش بکشید چون کمانت
- 5 هرچ از تو نهان کند بگوید·در گوش ضمیر رازدانت
- 6 این دم اگر از میان برونی·بازآرد دل کمرکشانت
- 7 در باطن کرده خاص خاصت·در ظاهر کرده امتحانت
- 8 خامش که چو در تو این غم انداخت·بس باشد این کشش نشانت
ganjoor: sh373 · public domain