沙姆斯集 抒情詩 721 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۲۱

  1. او صید شود به تیر غمزه کز عشق سر سپر ندارد

G721:4

您的語言

尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 هر سینه که سیمبر ندارد·شخصی باشد که سر ندارد
  2. 2 وان کس که ز دام عشق دورست·مرغی باشد که پر ندارد
  3. 3 او را چه خبر بود ز عالم·کز باخبران خبر ندارد
  4. 4 او صید شود به تیر غمزه·کز عشق سر سپر ندارد
  5. 5 آن را که دلیر نیست در راه·خود پنداری جگر ندارد
  6. 6 در راه فکنده‌است دری·جز او که فکند برندارد
  7. 7 آن کس که نگشت گرد آن در·بس بی‌گهرست و فر ندارد
  8. 8 وقت سحرست هین بخسبید·زیرا شب ما سحر ندارد

ganjoor: sh721 · public domain