沙姆斯集› 抒情詩 721› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۲۱
- آن کس که نگشت گرد آن در بس بیگهرست و فر ندارد
G721:7
您的語言
尚無你的語言譯文——此乃為全詩一併生成:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
全詩 ↗
- 1 هر سینه که سیمبر ندارد·شخصی باشد که سر ندارد
- 2 وان کس که ز دام عشق دورست·مرغی باشد که پر ندارد
- 3 او را چه خبر بود ز عالم·کز باخبران خبر ندارد
- 4 او صید شود به تیر غمزه·کز عشق سر سپر ندارد
- 5 آن را که دلیر نیست در راه·خود پنداری جگر ندارد
- 6 در راه فکندهاست دری·جز او که فکند برندارد
- 7 آن کس که نگشت گرد آن در·بس بیگهرست و فر ندارد
- 8 وقت سحرست هین بخسبید·زیرا شب ما سحر ندارد
ganjoor: sh721 · public domain