沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۹۶
- قوت جسم پدید هست دل ناپدید تا به کی انکار غیب غیب نگر چند چند
G896:10
您的語言
肉身的力量顯而易見,心靈卻隱而不現;要否認那隱秘到何時?看啊,那隱秘無處不在!
不要再因為看不見就否認心靈或精神世界的存在與力量;睜開眼看,那無形的真實才是萬物的基礎。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
غیب不可見的世界,隱秘的真實,與可見的物質世界相對。چند چند多少?何其多!此處表達一種感嘆和強調,意為「如此之多」或「無處不在」。
全詩 ↗
- 1 غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند·زانک بلندت کند تا بتواند فکند
- 2 قطره آب منی کز حیوان میزهد·لایق قربان نشد تا نشد آن گوسفند
- 3 توده ذرات ریگ تا نشود کوه سخت·کس نزند بر سرش بیهده زخم کلند
- 4 تا نشود گردنی گردن کس غل ندید·تا نشود پا روان کس نشود پای بند
- 5 پس سبقت رحمتی در غضبی شد پدید·زهر بدان کس دهند کوست مُعوَّد به قند
- 6 برگ که رست از زمین تا که درختی نشد·آتش نفروزد او شعله نگردد بلند
- 7 باش چو رز میوه دار زور و بلندی مجو·از پی خرما بدانک خار ورا کس نکند
- 8 از پی میوه ضعیف رسته درختان زفت·نقش درختان شگرف صورت میوه نژند
- 9 دل مثل اولیاست استن جسم جهان·جسم به دل قایم است بیخلل و بیگزند
- 10 قوت جسم پدید هست دل ناپدید·تا به کی انکار غیب غیب نگر چند چند
ganjoor: sh896 · public domain