閱讀 卷 3 章節 119 ← 上一節 · 下一節 →

بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن

描述那個遠視的盲人、耳尖的聾子和長袍赤身者

  1. M3:2628 کر اَمَل را دان که مرگ ما شنیدمرگ خود نشنید و نقل خود ندید
  2. M3:2629 حرص نابیناست بیند مو به‌موعیب خلقان و بگوید کو به‌کو
  3. M3:2630 عیب خود یک ذره چشم کور اومی‌نبیند گرچه هست او عیب‌جو
  4. M3:2631 عور می‌ترسد که دامانش بُرنددامن مرد برهنه چون درند
  5. M3:2632 مَرد دنیا مفلس است و ترسناکهیچ او را نیست، از دزدانش باک
  6. M3:2633 او برهنه آمد و عریان رودوز غم دزدش جگر خون می‌شود
  7. M3:2634 وقت مرگش که بود صد نوحه بیشخنده آید جانش را زین ترس خویش
  8. M3:2635 آن زمان داند غنی کش نیست زرهم ذکی داند که او بُد بی‌هنر
  9. M3:2636 چون کنارِ کودکی پُر از سفالکو بر آن لرزان بود چون ربِ مال
  10. M3:2637 گر ستانی پاره‌ای گریان شودپاره گر بازش دهی خندان شود
  11. M3:2638 چون نباشد طفل را دانش دِثارگریه و خنده‌ش ندارد اعتبار
  12. M3:2639 محتشم چون عاریت را مِلک دیدپس بر آن مال دروغین می‌طپید
  13. M3:2640 خواب می‌بیند که او را هست مالترسد از دزدی که برباید جوال
  14. M3:2641 چون ز خوابش بر جهاند گوش‌کشپس ز ترس خویش تسخر آیدش
  15. M3:2642 همچنان لرزانی این عالِمانکه بودشان عقل و علم این جهان
  16. M3:2643 از پی این عاقلان ذو فنونگفت ایزد در نُبی، لا یعلمون
  17. M3:2644 هر یکی ترسان ز دزدیِ کسیخویشتن را علم پندارد بسی
  18. M3:2645 گوید او که روزگارم می‌برندخود ندارد روزگار سودمند
  19. M3:2646 گوید از کارم بر آوردند خلقغرق بی‌کاریست جانش تابه حلق
  20. M3:2647 عور ترسان که منم دامن کشانچون رهانم دامن از چنگالشان
  21. M3:2648 صد هزاران فضل داند از علومجان خود را می‌نداند آن ظَلوم
  22. M3:2649 داند او خاصیت هر جوهریدر بیان جوهر خود چون خری
  23. M3:2650 که همی‌دانم یجوز و لایجوزخود ندانی تو یجوزی یا عجوز
  24. M3:2651 این روا و آن ناروا دانی ولیکتو روا یا ناروایی بین تو نیک
  25. M3:2652 قیمت هر کاله می‌دانی که چیستقیمت خود را ندانی احمقیست
  26. M3:2653 سعدها و نحسها دانسته‌ایننگری سعدی تو یا ناشسته‌ای
  27. M3:2654 جان جمله علمها اینست اینکه بدانی من کیم در یوم دین
  28. M3:2655 آن اصول دین بدانستی ولیکبنگر اندر اصل خود گر هست نیک
  29. M3:2656 از اصولَینَت اصول خویش بهکه بدانی اصل خود ای مرد مِه