بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است
真主所賜與所造之物,無論是天地、實體或屬性,皆因需求的懇求而生;人必須使自己感到有所需求,真主才會賜予,正如「誰應答受難者的祈禱?」窘迫是應得的證明
- M3:3204 آن نیاز مریمی بودهست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کرد
- M3:3205 جزو او بی او برای او بگفتجزو جزوت گفت دارد در نهفت
- M3:3206 دست و پا شاهد شوندت ای رهیمنکری را چند دست و پا نهی
- M3:3207 ور نباشی مستحق شرح و گفتناطقهٔ ناطق ترا دید و بخفت
- M3:3208 هرچه رویید از پی محتاج رُستتا بیابد طالبی چیزی که جست
- M3:3209 حق تعالی گر سماوات آفریداز برای دفع حاجات آفرید
- M3:3210 هر کجا دردی، دوا آنجا رودهر کجا فقری، نوا آنجا رود
- M3:3211 هر کجا مشکل جواب آنجا رودهر کجا کشتیست، آب آنجا رود
- M3:3212 آب کم جو، تشنگی آور بهدستتا بجوشد آب از بالا و پست
- M3:3213 تا نزاید طفلک ِ نازکگلوکی روان گردد ز پستان شیر او؟
- M3:3214 رو بدین بالا و پستیها بدوتا شوی تشنه و حرارت را گرو
- M3:3215 بعد از آن از بانگ زنبور هوابانگ آب جو بنوشی ای کیا
- M3:3216 حاجت تو کم نباشد از حشیشآب را گیری سوی او میکشیش
- M3:3217 گوش گیری آب را تو میکشیسوی زرع خشک تا یابد خوشی
- M3:3218 زرع جان را کهش جواهر مضمرستابر رحمت پر ز آب کوثرست
- M3:3219 تا «سقاهم ربهم» آید خطابتشنه باش، الله اعلم بالصواب