بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن
先知(願主福安之)說:「我從葉門感受到至仁主的氣息。」
- M4:1831 گفت زین سو بوی یاری میرسدکاندرین ده شهریاری میرسد
- M4:1832 بعد چندین سال میزاید شهیمیزند بر آسمانها خرگهی
- M4:1833 رویش از گلزار حق گلگون بوداز من او اندر مقام افزون بود
- M4:1834 چیست نامش گفت نامش بوالحسنحلیهاش وا گفت ز ابرو و ذقن
- M4:1835 قد او و رنگ او و شکل اویک به یک واگفت از گیسو و رو
- M4:1836 حلیههای روح او را هم نموداز صفات و از طریقه و جا و بود
- M4:1837 حلیهٔ تن همچو تن عاریتیستدل بر آن کم نه که آن یک ساعتیست
- M4:1838 حلیهٔ روح طبیعی هم فناستحلیهٔ آن جان طلب کان بر سماست
- M4:1839 جسم او همچون چراغی بر زمیننور او بالای سقف هفتمین
- M4:1840 آن شعاع آفتاب اندر وثاققرص او اندر چهارم چارطاق
- M4:1841 نقش گل در زیر بینی بهر لاغبوی گل بر سقف و ایوان دماغ
- M4:1842 مرد خفته در عدن دیده فرقعکس آن بر جسم افتاده عرق
- M4:1843 پیرهن در مصر رهن یک حریصپر شده کنعان ز بوی آن قمیص
- M4:1844 بر نبشتند آن زمان تاریخ رااز کباب آراستند آن سیخ را
- M4:1845 چون رسید آن وقت و آن تاریخ راستزاده شد آن شاه و نرد ملک باخت
- M4:1846 از پس آن سالها آمد پدیدبوالحسن بعد وفات بایزید
- M4:1847 جملهٔ خوهای او ز امساک و جودآنچنان آمد که آن شه گفته بود
- M4:1848 لوح محفوظ است او را پیشوااز چه محفوظ است؟ محفوظ از خطا
- M4:1849 نه نجومست و نه رملست و نه خوابوحی حق والله اعلم بالصواب
- M4:1850 از پی روپوش عامه در بیانوحی دل گویند آن را صوفیان
- M4:1851 وحی دل گیرش که منظرگاه اوستچون خطا باشد؟ چو دل آگاه اوست
- M4:1852 مؤمنا ینظر به نور الله شدیاز خطا و سهو آمن آمدی