閱讀 卷 6 章節 59 ← 上一節 · 下一節 →

بخش ۵۹ - مثل

比喻

  1. M6:1726 آن یکی می‌شد به ره سوی دکانپیش ره را بسته دید او از زنان
  2. M6:1727 پای او می‌سوخت از تعجیل و راهبسته از جوق زنان هم‌چو ماه
  3. M6:1728 رو به یک زن کرد و گفت ای مستهانهی چه بسیارید ای دخترچگان
  4. M6:1729 رو بدو کرد آن زن و گفت ای امینهیچ بسیاری ما منکر مبین
  5. M6:1730 بین که با بسیاری ما بر بساطتنگ می‌آید شما را انبساط
  6. M6:1731 در لواطه می‌فتید از قحط زنفاعل و مفعول رسوای زمن
  7. M6:1732 تو مبین این واقعات روزگارکز فلک می‌گردد اینجا ناگوار
  8. M6:1733 تو مبین تحشیر روزی و معاشتو مبین این قحط و خوف و ارتعاش
  9. M6:1734 بین که با این جمله تلخیهای اومردهٔ اویید و ناپروای او
  10. M6:1735 رحمتی دان امتحان تلخ رانقمتی دان ملک مرو و بلخ را
  11. M6:1736 آن براهیم از تلف نگریخت و مانداین براهیم از شرف بگریخت و راند
  12. M6:1737 آن نسوزد وین بسوزد ای عجبنعل معکوس است در راه طلب