阅读› 卷 5› 一个故事:有一头牛独自生活在一个大岛上。真主使这个大岛长满了草木花卉,作为牛的食物。直到晚上,这头牛把所有草木都吃光了,变得像一座山一样肥壮。到了晚上,它却因忧虑和恐惧而无法入睡:“我把整个草原都吃光了,明天吃什么呢?”它因此忧虑而消瘦。白天,它又起来,看到整个草原比昨天更绿、更茂盛。它又吃光了,变得肥壮,到了晚上,同样的忧愁又袭来。就这样,它已经好多年了,总是看到同样的情景,却不信任。› 诗联 2857
M5:2857 — که چه خواهم خورد فردا وقت خوَر / سالها اینست کار آن بقر
M5:2857
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
این بیت، نگرانی بیپایان گاو را توصیف میکند که با وجود تجربههای مکرر، هر شب از ترس گرسنگی فردا مضطرب میشود و این چرخهٔ اضطراب سالهاست که ادامه دارد.
این بیت در میانهٔ حکایت گاوی تنها در یک جزیرهٔ سرسبز قرار دارد. این گاو هر روز تمام علفزار را میخورد و چاق میشود، اما شبهنگام از این ترس که «فردا چه بخورم؟» آنقدر غصه میخورد که دوباره لاغر میشود. صبح روز بعد، جزیره را سرسبزتر از دیروز مییابد، اما باز هم درس عبرت نمیگیرد و شب دوباره همان اضطراب به سراغش میآید.
مولانا با این بیت بر تکرار بیحاصل و ریشهدار بودن این نگرانی تأکید میکند. عبارت «سالها اینست کار آن بقر» نشان میدهد که این یک ترس لحظهای نیست، بلکه یک عادت ذهنی ویرانگر است که با وجود شواهد فراوان مبنی بر فراوانی روزی، همچنان بر وجود گاو حاکم است. این گاو نماد «نفس» انسان است که با وجود دریافت بیوقفهٔ نعمتهای الهی، همواره نگران آینده و کمبود روزی است و از همین رو، هرگز به آرامش و توکل حقیقی نمیرسد.
نکتهٔ اصلی داستان، که این بیت آن را فشرده میکند، ناتوانی در اعتماد کردن به منبع روزی است. گاو به جای آنکه از تجربهٔ سالیان خود بیاموزد که روزیاش هرگز قطع نشده، اسیر وهم و خیال آیندهای نامعلوم است. این بیت، نقطهٔ اوج این چرخهٔ باطل را به تصویر میکشد و زمینه را برای نتیجهگیری عرفانی مولانا فراهم میکند که این گاو، همان نفس ماست که از «خوف نان» و نگرانی برای آینده، خود را لاغر و رنجور میکند و از لذت حال غافل میماند.
- خوَر
- خوردن، خوراک، زمان غذا خوردن
- بقر
- گاو (جمع آن در عربی)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.