阅读› 卷 5› 一个故事:有一头牛独自生活在一个大岛上。真主使这个大岛长满了草木花卉,作为牛的食物。直到晚上,这头牛把所有草木都吃光了,变得像一座山一样肥壮。到了晚上,它却因忧虑和恐惧而无法入睡:“我把整个草原都吃光了,明天吃什么呢?”它因此忧虑而消瘦。白天,它又起来,看到整个草原比昨天更绿、更茂盛。它又吃光了,变得肥壮,到了晚上,同样的忧愁又袭来。就这样,它已经好多年了,总是看到同样的情景,却不信任。› 诗联 2863
M5:2863 — سالها خوردی و کم نامد ز خوَر / ترک مستقبل کن و ماضی نگر
M5:2863
释义 · به زبانِ تو — 你的语言 · AI
این بیت به انسان مضطرب یادآوری میکند که سالهاست رزق و روزیاش تأمین شده و کمبودی نداشته است؛ پس به جای نگرانی بیهوده برای آینده، به تجربههای گذشته و لطف مداوم خداوند بنگرد و اعتماد کند.
این بیت در دل حکایت گاوی بیان میشود که در جزیرهای سرسبز زندگی میکند. این گاو نماد «نفس» انسان است که هر روز از نعمتهای جهان (جزیره) بهرهمند میشود، اما شب هنگام از ترس اینکه فردا چه بخورد، لاغر و نحیف میگردد. این ترس، با وجود تجربهی مکرر و روزانهی لطف الهی که هر صبح چراگاه را پربارتر از قبل مییابد، از بین نمیرود.
مولانا مستقیماً به این نفسِ نگران خطاب میکند و میگوید: «سالهاست که از خوان نعمت الهی خوردهای و روزیات هرگز قطع نشده است.» این یک دعوت به واقعبینی و تکیه بر تجربه است. به جای غرق شدن در خیال و وهم «آینده» (مستقبل) که منشأ اضطراب است، کافی است به «گذشته» (ماضی) بنگری. گذشته، گواه روشنی است بر اینکه خداوند روزیرسان است و هرگز تو را رها نکرده است. این نگرانی، ناشی از بیاعتمادی و فراموشی لطف دائمی پروردگار است.
نکتهی کلیدی در اینجا، تغییر کانون توجه از آیندهی نامعلوم به گذشتهی معلوم است. ترس از آینده، نیروی خود را از نادیدهگرفتن سوابق لطف و عنایت میگیرد. مولانا با این دستور ساده — «ماضی نگر» — راهکاری عملی برای غلبه بر اضطرابِ رزق ارائه میدهد و انسان را به سوی توکل و آرامش هدایت میکند.
- خوَر
- خوراک، غذا، خوردنی
- مستقبل
- آینده
- ماضی
- گذشته
- نامد
- نیامد، نشد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.