阅读 卷 6 老鼠央求青蛙说:“不要找借口,不要拖延满足我的这个需求,因为迟延会带来祸患,苏菲是当下之人,他不会把手从父亲的衣襟上放开,慈祥的父亲(即时间)不会让苏菲等到明天,他会让他沉浸在自己迅速算账的花园里,不像俗人那样期待未来,他是一条河流而不是一个时代,因为在真主那里没有早晨和晚上,没有过去和未来,没有永恒和无穷,没有先前的亚当和后来的敌基督,因为这些形式存在于部分理智的领域和动物的灵魂中,在无时间无空间的领域中,这些形式是不存在的。所以他是一个当下之人,人们从中只理解时间的否定,而不是对单一性的真实理解。” 诗联 2734

M6:2734 — تا به هم آییم زین فن ما دو تن / اندر آمیزیم چون جان با بدن

تا به هم آییم زین فن ما دو تناندر آمیزیم چون جان با بدن
✦ 以中文呈现此诗联

M6:2734

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا ما دو تن، با این تدبیر (یا این حیلت)، به هم نزدیک شویم و چون جان و تن در هم آمیزیم. معنا: این بیت به پیوند دو جنبهٔ متفاوت اشاره دارد؛ مانند جان و تن که با وجود تفاوت، در هم آمیخته‌اند و به واسطهٔ تدبیری خاص در ارتباط و همکاری‌اند.

Sources: Masnavi, Book 6, Verse 2734

شرح

این بیت پایانیِ داستان موش و قورباغه است، داستانی که مولانا آن را نه تنها برای بیان اهمیت پیوند میان دو موجود از دو عالم (خاک و آب)، بلکه برای تصویر کردن رابطهٔ پیچیدهٔ جان و تن به کار می‌برد. تن ما، همچون موشی خاکی، با ریسمانی از نیازها و تعلقات، جان آبی و ملکوتی ما را به زمین می‌کشد. اما همین پیوند، همین «فن»، امکان تجربه‌های نقد را فراهم می‌آورد. جان، بی‌قرار پرواز و عیش در دریای ملکوت است، اما در کشاکش با تن، گویی به اجبار به زمین بازگردانده می‌شود تا وظایف خود را در این عالم خاکی به انجام رساند. مولانا به ما می‌آموزد که قدر «نقد این زمان» را بدانیم، زیرا حتی این وصل موقت و این حضور پر چالش، خود غنیمتی است در مسیر بازگشت به وطن اصلی و پیوستن نهایی جان به جانان.

نکات کلیدی

  • اهمیت پیوند تن و جان
  • ارزش لحظه حال
  • جدایی و وصل در زندگی

Sources: Masnavi, Book 6, Verse 2734

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.