阅读 卷 6 国王的儿子们违背了父亲的所有忠告和劝诫,前往那个被禁止的城堡,因为“人对被禁止的事物总是贪婪的”。我们表现出了顺从,但你的恶习却不懂得购买顺从。他们因此陷入了灾难的深渊。他们的自责的灵魂对他们说:“难道没有警告者来过你们这里吗?”他们哭泣着,悔恨地说:“如果我们当初听从或明智,我们就不会成为地狱的居民了。” 诗联 3706

M6:3706 — از قدح‌های صور بگذر مه‌ایست / باده در جامست لیک از جام نیست

از قدح‌های صور بگذر مه‌ایستباده در جامست لیک از جام نیست
✦ 以中文呈现此诗联

M6:3706

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از جام‌های ظاهری و صوری بگذر و نایست؛ باده در جام است، اما از خود جام نیست. معنا: این بیت ما را فرامی‌خواند تا از صورت‌های ظاهری و فریبنده عالم بگذریم و به حقیقت بی‌صورت و معنای مطلق که ورای همه این‌هاست، نظر کنیم.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پس از آن، یکی از کلیدی‌ترین معرفت‌های مثنوی، یعنی قصهٔ «بی‌صورتی» را پیش می‌کشد. او می‌گوید این جهانِ پُر از صورت‌ها، خود از «بی‌صورتی» سر برآورده است. صورت در کلام مولانا معانی متفاوتی دارد: گاه صفت است، گاه فردی از یک کلی، و گاه تحقق جسمانی و مادی یک امر.

من اصرار دارم که نباید شیفتهٔ این صورت‌ها شد. جهان از صورت‌ها تشکیل نشده، بلکه از معانی بنیاد گرفته است؛ معانی که در صورت‌ها جلوه‌گر شده‌اند و نشسته‌اند. درست همان‌طور که باید کف‌های روی آب را کنار زد تا به اصل آب رسید، صورت‌ها را نیز باید پس زد تا به آن «معنای بی‌صورت» که پشتِ صورت‌ها آرمیده است، دست یافت. آنگاه خواهید دید که این عالم، به‌جای آنکه عالمِ افراد و جزئیات باشد، در حقیقت عالمِ کلیات است که در قالب افراد تجلی کرده‌اند. این همان اندیشه‌های افلاطونی است که مولانا به زبانی شیوا بیان می‌کند.

این بیت، یک توصیهٔ اخلاقی و عرفانی نیکو در خود دارد: «زین قدح‌های صور بگذر مه‌ایست / باده در جامست لیک از جام نیست.» هر آنچه در این عالم شما را سرمست می‌کند، گویی شرابی است که در جامی ریخته‌اند. اما این جام‌ها، خود آفرینندهٔ آن شراب نیستند. اگر به گلی زیبا یا انسانی دل‌نشین می‌نگرید، زیبایی در آن گل یا انسان هست، اما از خودِ آن‌ها نیست. تمام این عالم، امانت‌دار و وامدارِ مخزنی است که این معانی گران‌قدر — اعم از زیبایی، علم، بینش، یا روح — را در آن ریخته‌اند؛ مخزنی که از جای دیگری می‌آید.

من به شما می‌گویم که امروزه بحث از نسبی‌بودن زیبایی رایج است، اما مولانا از «حقیقت زیبایی» و «معنای زیبایی» سخن می‌گوید که خودْ بی‌صورت است و سپس به صورت گل‌ها، انسان‌ها یا نقش‌های زیبا درمی‌آید. شما نباید در برابر این زیبایی‌های صورت‌بندی‌شده توقف کنید و مفتون آن‌ها شوید؛ باید مفتون «خودِ زیبایی» شوید که همان زیبایی مطلقه است — مطلق، یعنی رها از هر صورت. این زیبایی‌های مقید، تنها نمایشگاه و نمایانندهٔ زیبایی مطلق هستند و برای ادراک حقیقت زیبایی، باید آن را از صورت‌ها برکند و فراتر رفت. درست مانند مجنون که به دیگران می‌گفت: «صورت کوزه است و حسن می / می خدایم می‌دهد از جام وی.» زیبایی لیلا برای او همچون میی بود که از کوزهٔ وجود لیلا به او نوشانده می‌شد، در حالی که دیگران تنها سرکه از آن می‌دیدند.

بی‌صورتیِ مطلق و کمال‌یافته، در ذات خداوند متعال است. تمام موجودات، اعم از ماورای طبیعت یا طبیعت، همه صورت دارند و از ذات بی‌صورت خداوند پدیدار شده‌اند. این بدان معناست که این کثرت‌ها از یک وحدتِ محض نشئت گرفته‌اند. حتی در عالم زبان، اندیشه‌های بی‌صورت در صورت الفاظ متجلی می‌شوند و ما باید این الفاظ را کنار زنیم تا به معنای اصلی برسیم و از طریق صورت، بی‌صورت را کشف کنیم.

«سوی باده‌بخش بگشا پهن فم / چون رسد باده نیاید جام کم.» مولانا توصیه می‌کند که از باده‌بخش، خودِ باده را بخواهید، نه جام را. اگر باده برسد، جام نیز خواهد آمد؛ بلکه گاه ممکن است بدون جام نیز به شما برسد، درست مانند «نان بی‌هیولای خمیر.»

نکتهٔ دیگر دربارهٔ صورت‌ها، نقص ذاتی آن‌هاست. «کمترین عیب مصور بالخصال / چون پیاپی بینی‌اش آید ملال.» کمترین عیب امور صورت‌مند، حتی محبوب‌ترین آن‌ها، این است که بر اثر تکرار ملال‌آور می‌شوند و شیفتگی اولیه را از بین می‌برند. اما بی‌صورتیِ محض، حیرتِ دائمی به بار می‌آورد؛ زیرا خود سرچشمهٔ صدها گونه آلت و ابزار از بی‌ابزاری است.

نکات کلیدی

  • جهان از معانی بی‌صورت تشکیل شده که در صورت‌ها جلوه کرده‌اند.
  • زیبایی حقیقی و مطلق، بی‌صورت است و صورت‌ها تنها تجلی‌گاه آن هستند.
  • باید از شیفتگی به ظواهر و صورت‌ها گذشت تا به اصل و معنای پنهان دست یافت.
  • امور صورت‌مند و مقید، حتی محبوب‌ترینشان، با تکرار ملال‌آور می‌شوند؛ اما بی‌صورتی، حیرتِ دائمی می‌آفریند.
  • جستجوگر باید «باده» را از باده‌بخش طلب کند، نه جام را؛ زیرا با آمدن باده، جام نیز می‌آید یا اصلاً نیازی به آن نیست.

Sources: d6-s82 · 25:01:00 d6-s82 · 27:55:00 d6-s82 · 30:38:00 d6-s82 · 36:15:00 d6-s82 · 38:06:00 d6-s82 · 45:00:00 d6-s82 · 50:20:00 d6-s83 · 05:13:00

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.