阅读 卷 6 国王的儿子们违背了父亲的所有忠告和劝诫,前往那个被禁止的城堡,因为“人对被禁止的事物总是贪婪的”。我们表现出了顺从,但你的恶习却不懂得购买顺从。他们因此陷入了灾难的深渊。他们的自责的灵魂对他们说:“难道没有警告者来过你们这里吗?”他们哭泣着,悔恨地说:“如果我们当初听从或明智,我们就不会成为地狱的居民了。” 诗联 3721

M6:3721 — صورت رحمی بود بالان شود / صورت زخمی بود نالان شود

صورت رحمی بود بالان شودصورت زخمی بود نالان شود
✦ 以中文呈现此诗联

M6:3721

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的玛斯纳维讲座录音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر اندیشهٔ رحمت و مهربانی در کسی بنشیند، رشد می‌کند و دستگیر دیگران می‌شود؛ و اگر اندیشهٔ زخم و رنج در دل کسی باشد، او ناله سر می‌دهد و بی‌قرار می‌شود.

معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه نیات و حالات درونی انسان، به اعمال و واکنش‌های بیرونی او شکل می‌دهند؛ شفقت منجر به بالندگی و یاری می‌شود، در حالی که رنج به ناله و بی‌قراری می‌انجامد.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از بنیادین‌ترین معرفت‌های مثنوی اشاره می‌کند: قصهٔ «بی‌صورتی» که این جهان «با صورت» از «بی‌صورت» بیرون آمده است. ما در اینجا با دیالکتیکی میان صور و معانی سروکار داریم که بر اساس آن، اندیشه‌ها، نیات و انگیزه‌های بی‌صورت، به شکل اعمال و حالات با صورت در عالم نمودار می‌شوند. خداوندِ صانع بی‌صورت، صورتی را می‌کارد و به این ترتیب تن را با حواس و آلات برمی‌رویاند. در این منظر، «صورت» به معنای اندیشه، نیت، یا انگیزه‌ای درونی است که محرک اعمال بیرونی می‌شود.

من این را همان ایده‌ٔ کهن عرفانی می‌دانم که چگونه آنچه در درون است، در بیرون متجلی می‌شود. همین بیت به خوبی این اصل را توضیح می‌دهد: اگر صورت یا معنای رحم در آدمی بنشیند، انسان «بالان» می‌شود، یعنی بالنده، شکوفا و دستگیری‌کننده می‌گردد. می‌بینید که اینجا نیت خیر و الهام رحمت، شخص را به سمتی سوق می‌دهد که خود رشد کند و به دیگران نیز مدد رساند. اما در مقابل، اگر صورت زخم در کسی نقش ببندد، او «نالان» می‌شود، یعنی ناله سر می‌دهد و بی‌قرار می‌گردد. رنج درونی به شکلی بیرونی خود را در قالب ناله و بی‌تابی نشان می‌دهد.

مولانا با مثال‌های متعددی این قاعده را باز می‌کند: صورت نعمت، شخص را شاکر می‌کند؛ صورت مهلت، او را صابر می‌سازد؛ صورت شهری در خیال، فرد را به سفر می‌اندازد؛ و صورت تیری که می‌آید، او را وامی‌دارد تا سپر بگیرد. این‌ها همه نمونه‌هایی از آن است که چگونه صورت‌ها و معانی، گاه در نقش مقدمه و گاه در نقش نتیجه ظاهر می‌شوند، بسته به اینکه جنس مقدمه و نتیجه چه باشد. مولانا در اینجا آنچنان که یک فیلسوف باید، انواع این صور و بی‌صورتی‌ها را دقیقاً از هم تفکیک نمی‌کند، اما مقصود او روشن است: انواع انگیزه‌های بی‌نهایت برای افعال، که او آن‌ها را «داعی فعل از خیال گونه‌گون» می‌نامد، همه از اندیشه‌ها سرچشمه می‌گیرند.

در نهایت، مولانا نتیجه می‌گیرد که «بی‌نهایت کیش‌ها و پیشه‌ها / جمله ظل صورت اندیشه‌ها». این بدان معناست که تمامی آیین‌ها، قواعد، آداب، حرفه‌ها، مناصب و مواضعی که انسان در جامعه برای کسب روزی یا قدرت اختیار می‌کند، همگی سایه‌ای از صورتِ اندیشه‌های درونی او هستند. بنابراین، این بیت گواهی است بر این حقیقت که جهانِ ظاهر و افعال ما، بازتابی از جهانِ باطن و اندیشه‌ها و نیات ماست؛ همچنان که آب بی‌صورت شکل هر ظرفی را می‌پذیرد، یا نور بی‌رنگ، رنگ‌ها را آشکار می‌کند، و دم بی‌لحن، همهٔ نغمه‌ها را می‌آفریند.

نکات کلیدی

  • اعمال و حالات ظاهری ما، بازتابی از اندیشه‌ها و نیات درونی ما هستند.
  • اگر نیتِ رحمت در دل بنشیند، فرد به رشد و دستگیری از دیگران می‌رسد.
  • اگر اندیشهٔ زخم و رنج در وجود حاکم شود، به ناله و بی‌قراری می‌انجامد.
  • خداوند، صانع بی‌صورت، از طریق کاشتنِ صور (اندیشه‌ها) در ذهن، به عالم باصورت شکل می‌دهد.
  • مولانا بر ارتباط عمیق میان جهانِ باطن و جهانِ ظاهر تأکید دارد، حتی اگر به دقت فیلسوفانه نپردازد.

Sources: d6-s83 · 11:36:00 d6-s83 · 13:21:00 d6-s83 · 16:29:00

به زبانِ تو — 你的语言 · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.