沙姆斯集 嘎扎勒 1326 诗联 7 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۳۲۶

  1. دست را بر چشم خود نِه، گو به چَشم چشم بگشا، خیره مَنگر! دَنگِ دَنگ

G1326:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 عاشقیّ و آن‌گَهانی نام و ننگ؟·او نشاید عشق را، دِه سنگْ سنگْ
  2. 2 گر ز هر چیزی بلَنگی دور شو·راهْ دور و سنگلاخ و لَنگْ لَنگ؟
  3. 3 مرگ اگر مرد است آید پیش من·تا کشم خوش در کنارش، تنگِ تنگ
  4. 4 من از او جانی بَرَم بی‌رنگ و بو·او ز من دَلقی ستانَد، رَنگْ رَنگ
  5. 5 جور و ظلم دوست را بر جان بِنِه·ور نخواهی پس صَلای جنگ، جنگ!
  6. 6 گر نمی‌خواهی تراش صیقلش·باش چون آیینه‌ی پُرزنگْ زنگ
  7. 7 دست را بر چشم خود نِه، گو به چَشم·چشم بگشا، خیره مَنگر! دَنگِ دَنگ

ganjoor: sh1326 · public domain