沙姆斯集 嘎扎勒 1606 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۶۰۶

  1. بده امشب هم از آنم نخورم عشوه من امشب تو گر از عهد بگردی من از آن عهد نگردم

G1606:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم·دغل و عشوه که دادی به دل پاک بخوردم
  2. 2 بده امشب هم از آنم نخورم عشوه من امشب·تو گر از عهد بگردی من از آن عهد نگردم
  3. 3 چو همه نور و ضیایی به دل و دیده درآیی·به دم گرم بپرسی چو شنیدی دم سردم
  4. 4 نفسی شاخ نباتم نفسی پیش تو ماتم·چه کنم چاره چه دارم به کفت مهره نردم
  5. 5 چو روی مست و پیاده قدمت را همه فرشم·چو روی راه سواره ز پی اسب تو گردم
  6. 6 مکن ای جان همه ساله تو به فردام حواله·تو مرا گول گرفتی که سلیمم سره مردم
  7. 7 خود اگر گول و سلیمم تو روا داری و شاید·که دل سنگ بسوزد چو شود واقف دردم
  8. 8 به خدا کت نگذارم کم از این نیز نباشد·که نهی چهره سرخت نفسی بر رخ زردم
  9. 9 وگر از لطف درآیی که بر این هم بفزایی·به یکی بوسه ز شادی دو جهان را بنوردم
  10. 10 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن·تو گمان داشتی ای جان که مگر رفتم و مردم

ganjoor: sh1606 · public domain