沙姆斯集› 嘎扎勒 1920› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۲۰
- چون باشد شهر شهریارا بی دولت داد و عدل سلطان
G1920:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 دیر آمدهای مرو شتابان·ای رفتن تو چو رفتن جان
- 2 دیر آمدن و شتاب رفتن·آیین گل است در گلستان
- 3 گفتی چونی چنانک ماهی·افتاده میان ریگ سوزان
- 4 چون باشد شهر شهریارا·بی دولت داد و عدل سلطان
- 5 من بیتو نیم ولیک خواهم·آن باتویی که هست پنهان
- 6 شب پرتو آفتاب هم هست·خاصه به تموز گرم و تفسان
- 7 قانع نشود به گرمی او·جز خفاشی ز بیم مرغان
- 8 گرمی خواهند و روشنی هم·مرغان که معودند با آن
- 9 ما وصف دو جنس مرغ گفتیم·بنگر ز کدامی ای غزل خوان
ganjoor: sh1920 · public domain